دروغ گفتن کودکان
دروغ
«اگر دروغ بگويي كسي حرفت را باور نمي كند»
درك ارزش اعتماد و اطمينان به كودك كمك مي كند تا اهميت صداقت و حقيقت گويي را درك كند. در اصل ميل به راضي كردن ديگران سبب مي شود كه بچه ها دروغ بگويند تا بروز حادثه اي را از شما پنهان سازند.
ترس از عصبانيت شدن پدر و مادر مهمترين علت دروغ گويي است. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان با شما صادق باشد، سعي كنيد ترس او را از عصباني شدن خود به حداقل برسانيد.
مي توانيد از اين پيشنهاد استفاده كنيد:
«چيزي مهمتر از اعتماد متقابل ميان پدر و مادر و فرزند وجود ندارد. تنها در اين صورت است كه مي توانيم به يكديگر ايمان داشته باشيم.»
آنگاه براي تخفيف عامل ترس به فرزند خود بگوئيد:
«وقتي كاري كرده اي كه نبايد مي كردي و مي ترسي اگر به من بگويي عصباني مي شوم، پيش من بيا و بگو: اگر عصباني نمي شويد مي خواهم مطلبي را به شما بگويم … با شنيدن اين جمله مي فهمم كه نبايد عصباني بشوم. البته، بسته به شدت كار خلافي كه كرده اي خودت بايد فكري به حالش بكني. اما من قول مي دهم كه عصباني نشوم. اگر راستش را بگويي به داشتن فرزندي چون تو افتخار مي كنم.»
توجه داشته باشيد بي تفاوت گذشتن از دروغ گويي هم كار درستي نيست. گاه مجازات منصفانه و در حد تناسب كودكي كه دروغ گفته لازم است و گاهي هم يك عذرخواهي ساده كفايت مي كند. نكته مهم اين است كه بايد در هر شرايط بر خويش مسلط بوده، آرامش خود را از دست ندهيد و فراموش نكنيد كه كودك را به خاطر حقيقت گويي تشويق كنيد.
داستان پردازي بيش از حد نشانه آن است كه كودك از احساس شديد بي كفايتي و ناتواني رنج مي برد. اين كودكان به توجه بيشتر پدر و مادر براي يافتن راههايي كه در برابر همسالان خود سربلندتر از آنچه هستند شوند، نياز دارند. (كسب مهارتي كه اسباب تحسين دوستانش را فراهم كند نمونه اي است كه مي توان به آن اشاره كرد.) به همين شكل كودكاني كه مرتب از دوستانشان به دروغ حرفهايي مي زنند و آنها را به بدي و بي عرضگي و امثال آن متهم مي كنند، احتمالاً از سوي دوستانشان آن طور كه بايد به بازي گرفته نمي شوند و از اعتماد به نفس كافي برخوردار نيستند.