چهارشنبه، ۶ آبان ۱۴۰۵

نظريه بزرگان در مورد كودكان

• حماسه 27 • اخبار

بازي مهمترين عامل اجتماعي شدن كودك :
كودك در هنگام بازي، درباره فرهنگ و اجتماع خويش، آگاهي كسب مي كند و از اين طريق خوب يا بد بودن اعمال خود و ديگران را مي آموزد، زيرا بازي فعاليتي خشنود كننده است كه كودك خودش آن را تنظيم و اجرا كرده و از آن طريق زندگي را درك مي كند.
دكتر بهروز بي رشك، روان شناس در گفتگو با خبرنگار ايكانيوز با بيان اين مطلب افزود:
بيشتر مهارت هاي گفتاري، اجتماعي و شناختي را با بازي به كودك مي آموزد.
بازي مي تواند كاملاً طبيعي (مانند: دويدن، پريدن) ، يا فكري (مانند: حل كردن يك منها) و يا خلق اثري (مانند: نقاشي) باشد، بدين گونه بازي در همه جنبه هاي رشد از قبيل رشد شناختي، جسمي، عاطفي و اجتماعي بر رشد كودك اثر مي گذارد.
وي گفت: اگر كودكي را در جريان بازي مشاهده كنيد، مي بينيد كه چگونه به طور جدي و باعلاقه در تلاش است، در هنگام بازي كودك فكر مي كند، برنامه ريزي مي كند و چيزهاي تازه اي را
مي آفريند. همان طور كه از قواي بدني خود استفاده مي كند، قواي فكري خود را نيز به كار
مي اندازد. بي رشك خاطر نشان كرد:
كودك تمام مدت بازي، در يك محيط ثمربخش به افزايش تجربه خود مي پردازد.
بهروزي بي رشك اظهار داشت: يكي از علل رو به رو شدن فرزندان طبقات كم درآمد با مشكلات يادگيري پس از ورود به مدرسه، اين است كه اين كودكان، كمتر بازي هايشان متنوع و پيچيده بوده است.
اين روان شناس تصريح كرد: بازي ها در اجتماعي شدن كودك نقش مهمي دارند. در بازي ها، كودكان ارزش هاي جامعه را درك مي كنند و مفاهيم همكاري، شكست، پيروزي و برتري طلبي را درك مي كنند و رشد مي يابند.
نظريه دانشمندان در مورد بازي :
1ـ مارگارت لوون فلد در كتاب (بازي در كودكي) نكات خيل جالبي مطرح كرده است. كه مجموعه جامعي از مشاهدات وي در مورد رشد بازي در كودكان مي باشد. او همانند مربيان ديگر بيان مي كند كه بازي يك جنبه خارجي نزديك جنبه داخلي تر دارد. از اين رو برحسب اينكه روي فرم خارجي تر يا داخلي تر تأكيد شود طبقه بندي بازي متفاوت خواهد بود.
لوون فلد بازي را به 4 قسمت تقسيم مي كند:
1ـ بازي به عنوان فعاليت بدني كه اوليه ترين فرم بازي است.
2ـ بازي به عنوان ادراك تجربه بدست آمده در سال هاي قبلي.
3ـ بازي به عنوان نمايش تخيلات كه به سختي روياهاي بازي را به عنوان ادراك دروني دنبال مي كند و آن را همراهي مي نمايد: تجربه باعث تخيل مي شود و تخيل، تجربه را تفسير مي كند.
4ـ سرانجام بازي به عنوان ادراك محيط ، با هدف تبيين جهت گيري جديد.
(در سالهاي 5 و 6 سالگي)
2ـ سهم ديگري در مطالعه بازي در كودكي به روت گري فيتز1 تعلق دارد. به باور وي بازي احتمالاً ممكن است به طور اتفاقي در خدمت مقاصد بيولوژيكي باشد. بازي دقيقاً به تخيل مربوط است. تجربه ذهني تخيل به صورت بيان فعال بدواً در شكل بازي انجام مي شود. بدين وسيله كودك ياد مي گيرد. بر بيشتر موانع غلبه نمايد و رابطه بهتري با محيط برقرار كند.
وي در تحقيق مشروح خود (افكار تصوري يا تخيلات كودكان 5 ساله در لندن و بريسبان2) بيان مي كند كه شيوه تفكر خاص كودكان كم سن تصويري3 است.
نتايج كارش نشان مي دهد كه او مي تواند از طريق مشاهده و به كمك تمرين است تصوري كودكان را ترغيب نمايد كه افكارشان را آزادانه با حرف و يا با عمل بيان نمايند و آن ها را قادر مي سازد كه روياهاي روزشان يا تخيلاتشان را به طوري منظم بيان شوند مطرح سازند. وي دلايلي ذكر مي كند كه از اين حقيقت كه «كنش تخيل4 براي رشد عاطفشي و عقلاني
مهم مي باشد.»
سوزان ايساكز مي گويد: كه بازي ارادي كودك شامل عناصر ضروري براي آموزش و پرورش در سال هاي اوليه كودكي است. گرچه مشكل است كه در هر لحظه اي فرم فعاليت بازي را مشخص نمائيم. اما مي توان گفت كه بازي تعاملي از سه فرم فعاليت به شرح زير است:
اولاً : بازي به كودك كمك مي كند كه از نظر بدني مهارت ها و كنترل عضلاني تواناتر شود.
ثانياً : بازي به دنياي فيزيكي اطراف كودكان مربوط مي شود و آنان را وادار مي كند كه با طرح سؤالات متعدد نيروي استدلال خويش را توسعه بخشند و سرانجام بازي تخيلي كه نه تنها وسايل ارضاء اميال ناكام شدة كودك را فراهم مي سازد و تنشهاي دروني او را تسكين مي دهد. بكله همچنين به كودك كمك مي كند كه روابط پديده ها و اشياء را در محيط خود بفهمند.
او درباره بازي تخيلي1 يا بازي وانمودسازي2 توضيح مفصلي مي دهد تا اثبات نمايد كه بازي وسيله مهمي در رشد عقلاني كودكان كم سن مي باشد. بازي به منزله پلي است كه كودك از طريق آن مي تواند به ارزش هاي سمبوليك محيط خود دسترسي يابد و براي بررسي ساخت واقعي ارزش ها و پيدا كردن راه موقت كار كردن فعال گردد.
پياژه نخستين بازي را بازي تمريني3، دومي را بازي سمبوليك4 و سومي را بازيهاي با قاعده5 نامگذاري كرده است. نخستين بازيهاي كه ظاهر مي شوند بازي هاي تمريني هستند كه از مرحله حسي ـ حركتي شروع به ظهور مي كنند و در تمام مراحل ديگر نيز ممكن است ديده شوند. بازي هاي اوليه طفل از اين نوع باشد و نيازي به تفكر ندارد.
دومين نوع بازي ها موسوم به بازيهاي سمبوليك است كه با بازيهاي نوع اول تفاوت دارند و مستلزم تفكر مي باشند و بر مقايسه ذهني عنصري محسوس و عنصري تصوير دلالت مي نمايد. اين بازي ها همچنين نشانگر تجلي وانمودسازي نيز مي باشند.
به عنوان مثال: يك كودك جعبه اي را در مسير هل مي دهد و در اين موقع جعبه را به عنوان يك ماشين تصور مي نمايد و در واقع جعبه سمبولي از ماشين مي باشد.
بازي هاي سمبوليك مي توانند فردي و يا اجتماعي باشند و اغلب مشكل است فردي و يا اجتماعي
بودن آن ها را تميز دهيم. كودك كم سن مي تواند كنار كودك ديگر، بدون بازي كردن با او بازي كند. يا از طرف ديگر، يك كودك ممكن است به تنهايي با همبازي تصوري خود به بازي بپردازد. ساخت بازي سمبوليك طوري است كه كودك يا به طور فردي و يا اجتماعي به بازي
ادامه مي دهد.
سومين نوع بازي، بازي ها با قاعده مي باشند. اين نوع بازي ها بر روابط اجتماعي دلالت مي نمايند. قواعد بازي توسط گروه تعيين و تحميل مي شوند و از كودكي به كودكي ديگر منتقل مي گردند و كودكان ناگزير هستند از قواعد معيني تخلف ننمايند. محتواي بازي ممكن است تغيير نكند (براي نمونه توپ يا تعدادي تيله باشد.) اما ساخت بازي وقتي قواعد بر بازي اضافه شوند و پذيرفته گردند، تغيير مي كند.
ممكن است اين سه نوع بازي روي يكديگر اثر متقابل داشته باشند. يك نوع بازي ضرورتاً جايگزين بازي ديگري نمي شود. اما ممكن است به صورت غالب جلوه نمايد. به طور مثال:
در بيشتر بازي هاي سمبوليك ممكن است عنصري از بازي تمريني مرحله حسي ـ حركتي ديده شوند. مثل موردي كه كودك به اطراف اتاق مي دود و سروصدا راه مي اندازد و مي گويد:
«من يك هواپيما هستم» كودك در اين حالت به طور سمبوليك بازي مي نمايد و بازي نوع دوم بازي غالب مي باشد و در طبقه بندي سمبوليك جاي مي گيرد.
3ـ طبقه بندي جالب ديگري با توجه به ساخت بازي توسط شارلوت بوهلر1 ، انجام گرفت. بوهلر بازي كودك را در 5 مرحله تقسيم بندي مي نمايد.
1ـ بازي هاي كنشي (حسي ـ حركتي)
2ـ بازي هاي وانمودسازي
3ـ بازي هاي انفعالي (نگاه كردن به تصوير يا شنيدن داستان ها و …)
4ـ بازي هاي ساختماني
5ـ بازي هاي جمعي
در بيشتر موارد بازي هاي 5 گانه بوهلر با مراحل بازي پياژه مطابقت دارند و تنها در مورد
بازي هاي ساختماني مطابقتي مشاهده نمي گردد.
شارلوت بوهلر نكات جالب توجهي ابراز مي دارد و به نگرش كودك بر مواردي كه با آنها بازي مي كنند انتشار كرده است و مي گويد: كودك 6 ساله به قدر كافي در بازي پيشرفت كرده است و مي تواند بر مواد مسلط شود و چيز جديدي بسازد و مي داند كه مي خواهد چه بسازد و به نحوي براي ساختن موضوع مورد تمايل، مشغول مي گردد. اين يك مرحله معين از رشد است و بايستي قبل از اينكه كودك آماده مدرسه رفتن شود، از آن گذر كند. تأثير تجاربي كه كودك در اين مرحله مي اندوزد در مدرسه مشخص مي گردد.
مواردي را كه كودك قبلاً براي بازي تخيلي نظير استفاده از يك چرخ، بكار مي برد، بعد از اين مرحله از رشد، اغلب براي مقاصد بازي مورد استفاده قرار مي دهد. تمام كودكاني كه از نظر سلامت طبيعي هستند اين ميل براي ساختن برخي چيزها نشان مي دهد و اين نكته مورد نظر شارلوت بوهلر را تأييد مي نمايد.
لوون فلد مي گويد: كودكان محروم از فرصت هاي مناسب براي بازي ساختماني كودكاني هستند كه از نظر تصور ساختماني به طور ناقص رشد مي كنند و تجراب لازم را نمي اندوزند.
نظريه هاي بعدي در مورد گزل است. او در كتاب «كودك از 5 تا 10 سالگي» يك فصل را به بازي و سرگرمي اختصاص داده است كه به چند نكته اشاره مي كنيم.
گزل علايق كلي كودكان را به بازي بيان مي كند و به بازي به عنوان تمرين مقدماتي فعاليت هاي جدي بزرگسالي مي نگرد. او مي گويد: كودك در بازي تمركز شديدي خواهد داشت و از اين تمركز رضايت خاطر عاطفي زيادي نصيب او خواهد گشت.
عميقاً به نظر مي رسد كه بازي جذاب براي رشد ذهني كودك ضرورت دارد. گزل همچنين ادعا مي كند كه كودكان باهوش ممكن است سن عقلي بالايي نشان دهند اما در بازي هاي دلخواه، به احتمال زياد مطابق سن تقويمي خود بازي مي كنند. او توانست خطر سرگرم شدن كودك را بوسيله راديو، فيلم و تلويزيون پيش بيني كند و ادعا كرد كه با اين سرگرمي ها كودكان از زمان كافي و فضاي مناسب براي بازي هاي دلخواه خود به خودي محروم مي شوند. بازي از يك منطق مبتني بر رشد برخوردار است كه ضروراً با تصديق بلاتصور ما جور درنمي آيد.
هلن پارك هورست1 در كتابش «جستجوي دنياي كودك» روشي را تشريح مي دهد كه به وسيله آن مي توان كودكان را ياري نمود تا درباره خودشان و مشكلاتشان صحبت كنند. نامبرده صحبت هاي كودكان را ضبط كرده و سپس از آن ها به عنوان برنامه راديوئي معروف به دنياي كودك استفاده مي نمود. در اين برنامه موضوعات متعددي مورد بحث قرار مي گرفت كه در ميان اين موضوعات بخشي نيز درباره ي همراهان تخيلي كودكان وجود داشت. به نظر مي رسد همراهان تخيلي كودك بايستي شخص، حيوانات يا حتي يك شيء باشد. اين همراهان از طريق تجربه كودك ساخته مي شوند و بدين وسيله كودكان آرزوها و روياهايشان را بيان مي كنند. همراه داراي شخصيتي است كه كودك دوتس دارد. مثل آن باشد و آرزوها و نيازها خود را به كمك آن برآورده سازد و در نتيجه گيري پايان فصل كتابش، درباره ي اين موضوع جذاب
مي گويد: «تصور كودك موجب لذت وسيله ابراز احساسات است.» والدين بايستي به جاي نگراني، احساس شادي كنند كه كودك داراي اين قدرت خلاق است و اين تخيلات كودك بايستي به عنوان گنجينه ذهني و منبع غني زندگي بنگرند.