مفهوم جنگ و شهادت طلبی
بررسی تاریخ زندگی انسان نشان می دهد که بیشتر تضاد منافع سازما ها ، قدرت ها و عقیده ها با توسل به زور ، جنگ و در گیری حل شده است . در واقع به نظر می رسد نسخه اصلی و منحصر به فردی تزاحم انسان ها ، تنها در اعمال پرخاشگرانه نهفته است . یک بررسی ساده روشن می کند که از قرن ها زندگی انسان بر روی زمین ، تنها270 سال آن بدون وجود جنگ گذشته است . جنگ و سایر مفاهیم همبسته به آن با تعبیر های مختلفی و از دیدگاه های متفاوتی مورد نقد و توصیف قرار گرفته اند .
جنگ واژه ای است که به بر خورد های مسلحانه و خشونت آمیز بین دو یا چند دولت یا گروه حاکم اطلاق می شود. از دیدگاه علم مردم شناسی ، جنگ پدیده ای طبیعی و اجتماعی است که زندگی انسان ها را در بر می گیرد . تقریبا تمام تمدن های معروف ، در اثر جنگ از بین رفته اند و تمام تمدن های جدید نیز ، با جنگ پا به عرصه وجود نهاده اند . اگر این نظر را قبول کنیم ، در واقع جنگ را جزیی از تکامل اجتماعی دانسته و تأثیرات تاریخی آن را برای فرهنگ ، مهم به شمار آورده ایم . البته باید به این نکته اشاره کرد که جنگ تحت تاثیر جنبه های مختلف اعتقادی و جنبه های زشتو زیبایی پیدا می کند . این مفاهیم بسته به زمینه فرهنگی و تبلیغی در بستر های مختلف قومی ، دینی ، جغرافیایی و سیاسی معنای متفاوتی را ایجاد می کند . این رفتار در فرهنگ هایی که به صورت مثبت به جنگ و شهادت نگاه می کنند آمیزه ای از شجاعت ، ایثار و از خود گذشتگی را در بر دارد .
شجاعت رفتاری است غیر معمولی با هدف چیره شدن بر آنچه که بیش ترین فشار روانی را بر فرد وارد کند . آن چه که بیشترین فشار را می آورد ، معمولاً به ارزیابی ذهنی بستگی دارد . طبق تعریف شجاعت ، فرقی بین شجاعت فیزیکی و اخلاقی وجود ندارد . طبق نظر ریچاردسون ، تهدیدی که دوستان یک فرد می شوند ، اولین فشاری است که در نظر فرد تصور می شود ( نوعی تمایل محیط محور ) . بدین نحو ، ایثارگری برای آن ها اولین انگیزش برای روحیه جنگاوری و بدون شک برای اعمال جسورانه ( شهادت ) است ( شالیت ، 1373 ) . تغییر تفکر ، نخستین و جالب ترین تغییری است که در زمان جنگ بوجود می آید . قیود اجتماعی دگرگون می شود . مقدّس و نا مقدّس تغییر می کند و حدود آن ها به سرعت دست خوس تحول می شود . استحاله ارزش ها بطور منظم و ناگهان ، به وسیله جنگ صورت می گیرد . جنگ به محض اعلان ، ما را به جهان اخلاقی نو وارد می کند . این ورود به جهان ارزش های نوین از مرگ پدیده ای مثبت می سازد و افراد را تشویق به مرگ در راه عقیده و آرمان می نماید . در اصل شهادت دادن جلوه ای خاص و معنوی به پدیده مرگ داوطلبانه و هدفمند است .
روحیه شهادت طلبی امرساده ای نیست که به آسانی درون هر کس جوشش کند . پیدایش این روحیه در بین افراد مسلمان و پیروان دیگر ادیان و فرهنگ های مختلف بشری احتیاج به مراحل ، آداب و مناسکی دارد که شخص شهادت طلب ، قبل از شهادت باید آنها را طی کند . در این جا برای توضیح حالت های روحی یک فرد داوطلب و مراحی که باید او طی کند تا به رزمنده ایثارگر و آماده جانبازی مبدل گردد ، از اصطلاح جامعه شناسی مناسک گذاری کمک می گیریم . این اصطلاح اولین بار توسط آرنولد وان گنپ در سال 1960 در اثری با همین نام مطرح شده است و برای توصیف بعضی ازتحول های عمده در زندگی انسان ، مانند حوادث مربوط به زندگی انسان ، بلوغ ، ازدواج ، انتخاب شغل و قرار گرفتن در آستانه مرگ به کار برده می شود . انسان در هریک از این تحول ها ، از یک منزلت به منزلت دیگری گذر کردهو در طی آن ، صاحب امتیاز ها ، وظیفه ها و موقعیت دیگری می شود . گنپ ، این اصطلاح را با تأکید بر جوامع دینی و سنتی بررسی نمود و اعتقاد داشت که انسان به موجب تحول درونی ، در این مناسک دارای سه مرحله متوالی است :
1)مرحله ی انفصال ؛ که در طی آن فرد از جامعه خود جدا می شود .
2)مرحله ی گذر یا برزخ ؛ که در طی آن دیگر نه به جامعه و نه به مرحله قبلی وابسته است و نه در حالت انزوا و تنزل به سر می برد .
3)مرحله ی اتصال ؛ که در طی آن فرد وارد مرحله جدید،دنیای جدید و موقعیتی با منزلت های جدید می گردد .
شهادت به حکم این که عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس است و از هرگونه انگیزه خودگرایانه منزه و مبرا است تحسین انگیز و افتخار آمیز است . شهادت قد است خود از این جا کسب می کند که فدا کردن آگاهانه تمام هستی خود است در راه هدف مقدس .
شهادت طلبی در فرهنگ ها
تجربه های فرد به عنوان عضو یک فرهنگ در جامعه پذیری حایز اهمیت بسیار است . هر فرهنگ الگو های رفتاری ، شعایر و اعتقاد های نهادی شده و قانونی خاص خود را دارا است . نهادی شدن الگو های رفتاری به این معنا است که اکثر اعضای یک فرهنگ ، خصوصیات شخصیتی مشترکی را دارا هستند . حتی در یک جامعه پیچیده انعطاف ناپذیری الگو های رفتاری ، نهادینه شده و تعداد آن نیز بسیار ناچیز است ، اهمیت نیرو های فرهنگی در شکل دادن کنش های شخصیتی قابل ملاحظه است . این نیرو ها ، بر نیاز های افراد و وسایل ارضای آن ها ، رابطه افراد با مراجع قدرت ، تصوّر از خود فرد ، تجربه فرد از اشکال عمده اضطراب و تعارض و نحوه ی مقابله با آن ها ، تاثیر می گذارد . عوامل فرهنگی ، در برداشت ما ، از غم و شادی ، چگونگی کنار آمدن با مرگ و زندگی اثر می گذارد . شهادت طلبی مفهومی مقدس است که در وهله اول ریشه در فرهنگ و دین دارد . تاریخ نشان داده است که ایدئولوژی هایی که ریشه در فرهنگ دینی داشته اند مؤثّرترین و بیش ترین انگیزه ها را در فرد ایجاد نموده اند . این مفهوم به مردم کمک می کرده است تا در مقابل تجاوز ، ستم و ظلم متجاوزان ایستادگی کنند و نتایج را به نفع مصالح عموم مردم به اتمام برسانند .
در دوران بسیار کهن ، مفهوم شهادت به غیر از مفاهیمی مانند دفاع از شرف ، دفاع از سرزمین و دفاع از قوم و قبیله مفاهیم دیگر را نیز به همراه داشته است . برای مثا ل ، سومری ها مسایل آیینی و دینی را به عنوان یکی از مفاهیم عمده و مهم که ارزش جان دادن را دارد عنوان کرده بودند . در ساختار قومی این سلسله روحانیون مذهبی با ارزش گذاری دینی بر کشته شدن آن را یکی از راه های رسیدن به رضایت آیینی می دانستند .
بدون شک یکی از مهم ترین ویژگی های شهادت طلبی ، جوهر ذاتی شجاعت ، حماسه آفرینی و فداکاری است . ویژگی های فوق ، رابطه نزدیکی و ساختاری با این مفهوم و فرهنگ مقدس دارد . واژه شهید در فرهنگ های متفاوت با اختلاف معنایی و بینشی عمیقی همراه است . این تفاوت معنایی بیش از همه ریشه در اعتقاد های مذهبی و فرهنگی دارد . برای مثال ، در غرب به شهید « مارتیر »می گویند که بر گرفته شده از ریشه « مورت » به معنای مرگ و مردن است . این واژه در کشور های اسلامی به معنای دیگری به کار می رود . در کشور های اسلامی ریشه واژه شهید به معنای حضور ، حیات ، گواه و نمونه ی ، حیّ و حاضر انتخاب شده است . اما این به معنای این نیست که در این فرهنگ ها اصول و آرمان های مشترکی وجود نداشته باشد . با توجه به مقایسه این مفاهیم در هر فرهنگ و دیدگاهی می توان نقاط مشترکی را در آن ها مشاهده کرد . بنابر آن چه از فرهنگ های مختلف بر می آید شهادت به معنای کلی در جوامع مختلف مفاهیم هم ریشه ای را در بر می گیرد . این مفاهیم تحت تاثیر نوع فرهنگی ، ادبی ، دینی و آموخته های تاریخی قرار دارد . به هرحال این مفاهیم از نظر جامعه شناختی ریشه مشترک دارد .