لطيفه كودك
معلم: چند جانور را كه در آب زندگي مي كنند نام ببريد؟
شاگرد: اگه ممكنه يكي از آنها را خودتون نام ببريد.
معلم: مثل اسب آبي
شاگرد: فهميدم. گاو آبي، خرآبي، گوسفند آبي، شتر آبي و …
پدر: احمد جان تو در مدرسه در چه چيزي اول هستي؟
پسر: وقتي زنگ را مي زنند اولين كسي هستم كه از كلاس مي روم بيرون.
پسربچه با يك دسته گل وارد خانه شد مادرش با ديدن او پرسيد: پسرم اين گلها را از كجا
آورده اي؟
پسربچه جواب داد: از باغ همسايه چيدم.
مادر گفت: خودش مي داند كه گلها را تو چيده اي؟
پسربچه جواب داد: آره مامان جون تا سر كوچه هم دنبالم كرد.
معلم دستور: مجيد مي تواني يك جمله شرطي مثال بزني؟
شاگرد: بله آقا، هندونه بِبُر و بِبَر به شرط چاقو.
بچه: مامان براي من يك ليوان آب بيار.
مادر: بگير بخواب بچه تا نيومدم بزنمت.
بچه: پس هر وقت اومدي منو بزني يك ليوان آب هم بيار.
معلم: خوب هوشنگ، بگو ببينم فيل كجا پيدا مي شه؟
شاگرد: آقا، فيل به قدري بزرگه كه هيچ جا گم نمي شه.
معلم: براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟
شاگرد: آقا، پول قبض برق رو نبايد داد.