فوايد ساختن اسباببازى بهوسيلهٔ خود کودک و دليل خراب کردن اسباببازى
– وقتى کودک چيزى مىسازد، حس اعتماد و اطمينان به خود در وى افزايش مىيابد و سبب رشد اعتماد به نفس کودک مىشود.
– ذوق و استعداد هنرى کودک پرورش مىيابد.
– هماهنگى فکر و چشم و دست او تقويت مىشود و پرورش مىيابد.
– انرژى عصبى و روانى و حس کنجکاوى وى جهت صحيحى مىيابد.
– نيروى مشاهدهٔ کودک را دقيق مىسازد.
– موجبات رشد و پرورش قوهٔ خلاقيت، ابتکار و سازندگى کودک را فراهم مىسازد.
– موجب شکوفائى استعدادهاى بالقوهٔ کودک مىشود و او، بدينوسيله، به توانائىها و ضعفهاى خود پى خواهد برد.
– تماس کودک را با طبيعت زياد و او را با قوانين طبيعت آشنا مىسازد.
– کودک، با ساختن اسباببازى و چيزهاى ديگر، به مفاهيم بسياري، از قبيل: بالا، پائين، عقب، جلو، بزرگ، کوچک، متوسط، سنگين، سبک، زير، روي، داخل، خارج و هندسى پى خواهد برد.
واقعيت اين است که بزرگسالان براى اشياء ارزش فراوان قائل هستند، حال آنکه همان اشياء در نظر کودکان ارزش چندانى ندارند.
جاى تأسف است که در نظر ما بزرگسالان اشياء بيشتر از کودکان ارزش دارند. ما به مبل، صندلي، لباس، اسباببازىها و ديگر وسايل آنچنان وابسته شدهايم که وقتى کودکان از آنها مراقبت نمىکنند، خشمگين مىشويم.
براى بعضى از پدر و مادرها گلدان کريستال، عکس خانوادگي، شىء قديمى و غيره داراى چنان ارزشى است که گوئى بدون آن نمىتوانند زندگى کنند. حال آنکه، در بيشتر اوقات، نبودن اين اشياء کوچکترين اثرى در سعادت و خوشبختى خانوادهها ندارد. در نظر کودک اشياء قيمتي، براى بازى کردن، با ديگر اشياء هيچ تفاوتى ندارد و او نمىتواند بهمنظور مواظبت از آنها توجه ويژه مبذول دارد.
عشق به اشياء در نزد عدهاى از پدران و مادران شديدتر از عشق به کودک است و چون خواستههاى کودکان با خواستههاى بزرگسالان تفاوت دارد، ميان آنها کشمکش و تنش بهوجود مىآيد.
شکستن و خراب کردن اسباببازىها و وسايل ديگر بهوسيلهٔ کودکان دلايل گوناگونى دارد که به بيان مهمترين علل روانى و تربيتى آن مىپردازيم:
– حس کنجکاوى و علاقه به پرسش و آگاهى از ابتداى زندگى همراه انسان است. انسان تمايل دارد که از ماهيت اشياء مطلع شود و به علل ايجاد پديدهها آگاهى يابد و اسرار طبيعت را کشف کند.
کودک، وقتى چشم به اين دنيا مىگشايد، از هيچ چيز اطلاعى ندارد و از همان روزهاى آغازين زندگى در صدد شناخت اشياء است و با هر نگاهى که به اطراف مىافکند و هر دقتى که در چهرهها مىکند و هر توجهى که به اشياء مبذول مىدارد، مىخواهد چيزى بياموزد و مجهولى را براى خود معلوم سازد.
او به اشياء دقيق مىشود و آنها را با دست لمس مىکند و رفتهرفته اجسام کوچک را حرکت مىدهد و بالا و پائين مىپرد و به صداها دقيق مىشود و رفت و آمدها و حرکات را زير نظر مىگيرد. خلاصه آنکه، او مىخواهد همه چيز را بشناسد، از اينرو، به همه جا سر مىکشد و مىخواهد از همهچيز سر درآورد، هر صدائى را بشنود، هر چيزى را ببيند، لمس کند، بچشد و ببويد. راجرز معتقد است: ”که کودک در درون خود اين ادراک (Perception) را دارد که در مورد اشياء مکانيکى و چگونگى کارکرد (Function) آنها کنجکاوى کند. اين نيازى درونى و شخصى است که کودک بهوسيلهٔ جدا کردن اسباببازىهاى خود (قطعه قطعه کردن اسباببازىها) و اشياء ديگر نظير راديو، ضبط، چراغقوه و … ابراز مىدارد. اينگونه فعاليتها براى کودک بسيار جذاب و ارضاءکننده است (زيرا به نياز خود (Self) پاسخ مناسب را مىدهد)“.
منظور و هدف کودک از خراب کردن اسباببازي، غالباً اين است که مىخواهد از اسرار درون اسباببازى سر درآورد و آگاه شود. مىخواهد بداند از چه ساخته شده است و چه چيزهائى در درون خود دارد و اين ميل به آگاهى و دانستن است که کودک را تهييج و ترغيب مىکند تا از درون اسباببازىها سردرآورد.
آ.اس.نيل در اينباره مىنويسد: ”کودک سالم و متعادل خيلى از اسباببازىهاى خود را مىشکند تا درون آنها را کشف کند. کودک مستقل، تحت تأثير ”من“ طبيعى خود و نه فشارها و توصيههاى خارجى است.“
بنابراين، بر پدران و مادران است که با بينش، بصيرت و سعهٔ صدر در برابر رفتارهاى کودک واکنش مناسب نشان دهند و اگر کودک آنان ميل به کشف، کنجکاوى و خراب شدن وسايل را نداشت، بايد در سلامت وى دچار شک و ترديد شوند و به دنبال علت آن باشند.
– ميل به خلاقيت، کشف و آشنائى از درون اشياء و آگاه شدن از طرز کار وسايل از ديگر دلايل است.
– گاهى هم کودک بهمنظور جلب توجه خرابکارى مىکند که اين نشان مىدهد از کمتوجهى ديگران به خودش رنج مىبرد. در چنين اوقاتي، بايد توجهات واقعى و مخلصانهٔ خودتان را نشان دهيد و از نظر محبت کودک را ارضاء کنيد.
– کودک وقتى مىبيند به کودک ديگرى بيشتر محبت مىشود، حسادت خود را با خراب کردن اسباببازى آن کودک نشان مىدهد. در اينصورت، بايد او را از علاقهٔ خود به وى مطمئن کنيد تا امنيتخاطر يابد. سرزنش کردن و يا واداشتن به عذرخواهى کار درستى نيست.
– بعضى اوقات کودک در دوستيابى و برقرارى ارتباط ضعيف است و اسباببازىها و وسايل ديگران را خراب مىکند. راهحل مناسب اين است که پدر و مادر فرصتهاى بازى جمعى و معاشرت با ديگر کودکان را براى او فراهم آورند.
– يکى ديگر از دلايل خراب کردن اسباببازىها و وسايل، سرکشى کودک در برابر اقتدار سرکوبگر پدر و مادر است.
– بعضى اوقات شکستن و خراب کردن بهمنظور سرگرمى و تفريح صورت مىگيرد. بعضى وقتها در شکستن، به زمين کوبيدن، پاره کردن، خط کشيدن روى ديوار، لذتهائى نهفته است و کودک بدين ترتيب ارضاء مىشود.
اگر بزرگترها هم به فکر ارزش مادى اشياء نبودند، گاهى اين لذتها را براى خودشان مباح مىدانستند و از شکستن و خراب کردن لذت مىبردند. بنابراين، خيلى جاى خرده گرفتن بر کودک نيست و مىتوان کاغذهاى باطله، روزنامههاى کهنه و اسباب و لوازم دور ريختنى را در اختيار او گذاشت تا از تار و مار کردن آنها لذت ببرد. حتى مىتوان روى قسمتى از ديوار مقوائى نصب کرد تا هرچه مىخواهد روى آن خط بکشد و تفريح کند.
– اسباببازىهائى که براى کودک تهيه مىکنيم، بايد با سطح درک و فهم کودک متناسب باشد؛ زيرا وقتى کودک نتواند از اسباببازى استفاده و با آنها بازى کند و از لحاظ فکرى فشار زيادى بر او وارد آيد، ممکن است خشمگين شود و اسباببازى را بشکند.
روشهاى برخورد صحيح پدر و مادر در قبال شکستن اسباببازى بهوسيلهٔ کودک
– وقتى کودک اسباببازىهاى خود را مىشکند، در واقع به نياز ”خود – Self“ پاسخ مىدهد. اما پدر و مادر از اين رفتار کودک ناراحت مىشوند و بهصورت کلامى و غيرکلامى – ”تو بد هستي“، ”رفتارت بد است“، ”وقتى اينطور رفتار مىکني، نه دوستداشتنى هستى و نه ما تو را دوست داريم“ و اخم کردن – نارضايتى خويش را ابراز مىکنند.
وقتى کودک مىبيند که شکستن اسباببازى پاسخ به نياز ”خود“ است و از سوئى درمىيابد به سبب پاسخگوئى به اين نياز از نيازى اساسىتر، يعنى توجه مثبت (Positive regard) که براى او ارزشى بسيار بالا دارد محروم مىشود، در اين حالت به تعارض و تضاد ميان نياز ”خود“ و توجه مثبت دچار مىآيد که کودک ”توجه مثبت“ را که نياز اساسىتر است، انتخاب مىکند. اينجا است که کودک بهخاطر پذيرش، عشق و محبت پدر و مادر، نياز ”خود“ را انکار و منحرف مىکند. کودک، در واقع، از نياز و رضايت شخصى خود، يعنى (خراب کردن، فرو بردن پيچگوشتى در درون ضبطصوت براى کشف آن) صرفنظر و آن را انکار مىکند تا مورد توجه، پذيرش، محبت و عشق و علاقهٔ پدر و مادر قرار گيرد. در واقع، اين نقطهٔ آغازين انحراف از مسير تربيت طبيعى (Natural education) است که او از ميل دروني، طبيعى و شخصى خويش مىگذرد و بر مبناى تشخيص اميال بزرگسالان عمل مىکند.
– اگر کودک اسباببازى و يا وسيلهٔ ديگرى را خراب کرد، پدر و مادر نبايد دربارهٔ او قضاوت اخلاقى کنند و به او بگويند تو کودکى بد، شيطان، بدذات، کثيف و تحملناپذير هستي. براى يک کار اشتباه، نبايد کل شخصيت کودک را زير سؤال برد، بلکه بهجا است براى او توضيح داد که آن کار و رفتار خاص که از او سر زده درست نيست. رفتار اشتباه کودک را از کل شخصيت او منفک کنيد.
– وقتى کودک اسباببازى و يا وسيلهاى را شکست، نبايد با او به گونهاى رفتار کرد که دچار وحشت و نگرانى شود و سعى کند آنچه را رخ داده است از چشم پدر و مادر دور نگه دارد و يا اينکه، به لحاظ روحى و رواني، احساس گناه و شرمندگى زيادى در او ايجاد مىشود.
– پدر و مادر آگاه و مسئول همواره زمينهساز رشد روزافزون فرزندان خود هستند و با تقويت حس پژوهش و جستجو در آنان، راه را براى پيشرفت و سعادت نونهال خود هموار مىسازند.
– پدران و مادرانى که با روحيات و نيازهاى کودک آشنا هستند، به خوبى مىدانند که کنجکاوى و پرسشهاى او طبيعى و غريزى است و نبايد اين انگيزه را در او خاموش سازند، بلکه بايد شرايطى فراهم آورند که کودک به اشياء بيشتر و بهتر نگاه کند، پرسش مطرح سازد، آنها را لمس و در صورت لزوم قطعهقطعه کند و از درون آن آگاه شود. – وقتى کودک اسباببازئى را خراب کرد و يا شکست، بهتر است پدر و مادر اسباببازى نوئى براى او بخرند، چون ممکن است کودک افسوس اسباببازى خرابشدهٔ را بخورد و دچار دلمردگى و احساس گناه و پشيمانى شود. در صورتىکه کودک آن کار را بهدليل کنجکاوى و بهصورت غيرعمدى انجام داده است و نبايد دچار چنين حالتهائى شود.
– بهتر است اسباببازىهاى شکسته شده را خود کودک و با راهنمائى پدر و مادر تعمير کند و در صورتى که ديگر نمىتوان از آنها استفاده کرد، در کارتنى آنها را نگهدارى کنند و در سالهاى بعدي، هر از چندگاهي، آنها را به کودک نشان دهند. اين وسايل خاطرات خوبى را به ياد آنان خواهد آورد.
– بعضى از پدر و مادرها، بهخاطر خودنمائى در برابر خانوادههاى ديگر و يا اميال سرکوبشدهٔ دوران کودکى خود که از داشتن بعضى اسباببازىها محروم بودهاند، مقدار فراوانى اسباببازى تهيه و آنها را در کمد و گنجهاى دور از دسترس کودکان، نگهدارى مىکنند. از ديدگاه اينگونه پدر و مادرها کودکى خوب کودک است که اسباببازىهاى خود را صحيح و سالم در کمد و يا گنجه به نمايش مىگذارد و اگر کودکى آنها را بشکند، خرابکار و بدذات محسوب مىشود.