زندگی نامه و مناجات نامه شهید سید مهدی سلطانی مهر
زندگی نامه شهید سید مهدی سلطانی مهر

سید مهدی سلطانی مهر در روز 29 بهمن 1342 در تهران به دنیا آمد, از همان دوران کودکی عاشق نماز و شرکت در عزاداری امام حسین(ع) بود, سیزده ساله بود که انقلاب پیروز شد, با همان سن کم دوست داشت در تظاهرات شرکت می کرد. در دوران دبیرستان بود که جنگ تحمیلی شروع شد, بخاطر اینکه تنها پسر خانواده بود از طرف بسیج مسجد ضرابخانه با رفتن او به جبهه مخالفت می کردند.
بالاخره با اصرار زیاد و التماس کردن به پدر و مادر, اجازه گرفت و به جبهه رفت که در آزادی فتح خرمشهر از ناحیه سر و پا زخمی شد, پس از بارها مجروحیت در تاریخ 22بهمن 1364 در عملیات والفجر 8 به درجه رفیع شهادت نائل آمد , در آن هنگام وی مسئول ارتباطات فرماندهی مخابرات لشگر27 محمد رسول الله بود.
مناجات نامه شهيد مهدی سلطانی مهر
بسم الله الرحمن الرحیم
یک عمر وقت خود را تلف کرده ام و چنین موهبتی نصیبم شده که در کنار بهترین افراد خدا هستم ولی هنوز نتوانسته ام شکر نعمت های بیکران او را بجا آورم , شاید با نثار جان خود در راهش بتوانم ذره ای شکر نعمت کرده باشم. تمام عمرم فدای یک لحظه عمر تو ای بیدار کننده و هشیار کننده انسانها, ای امام , مرا ببخش که سرباز خوبی برای تو نیستم .خدایا مرا از این امتحان رو سپید کن , خدایا نکنه یک موقع پایم بلغزد, وای به حالم, چه احساس خوبی دارم الان که این بالا در ارتفاعی نشسته ام و دارم بچه ها را که همین روزها برای تو پرپر میشن می بینم, خدایا خدایا مرا در این دنیا و آن دنیا از اینها جدا نکن که اگر جدا کنی کجا برم من مال همین جام, امشب توی دعا می خوام به شما همین را بگم که من را جدا نکن توی این مدت جدا شدم ولی دیگه جدام نکن یا الله , خدا من کنار همین ها بودم و هستم و خدا تو بگو که این ها با تو چطور معامله می کنند که اینقدر مشتاقانه از عشق تو می سوزند, خدا عنایتی بکن لطفی بکن به من هم یاد بده می خوام بیام, می خوام بیام دیگه , بسه فراق و جدایی یا الله.
خدا امام را از ما نگیر و آنهایی که قلب امام را ناراحت می کنند هدایت کن, خدا شاهد باش که با چشم باز آمدم , با همه گرفتاری ها اما از عشق تو لبریز آمدم, خدا, تا به اینجا آمدم چطور شکرت را به جا بیاورم , ای مولا تو خودت صبر میدی به مادرم, تو خودت سلامتی میدی به پدرم , تو خودت می دونی چقدر تو را دوست دارم, می خوام با تو باشم, اما خدا نمی تونم , تو خودت لطفی کن, ای مولا اگه این جنگ تموم بشه کجا برم تا تو را اینجوری مولا ببینم , کجا گناهانم پاک میشه تا پیش دوستات بمونم ای مولا , خدا عجب حالی دارم, تو خودت می دونی چقدر التماس کردم که اینجا آمدم حالا راضی شو ازم که تو ستارعیوبی الله, خدا همین جوری که داری اشکامو از شوقت در میاری می خوام مولا منو تنها نگذاری , به خدا ترا دارم می بینم , ای خدا خسته شدم آخه چند بار آخه چند تا از سر دوستانم را توی آغوش بگیرم ای مولا لطف کن لطف کن همین دفعه بگذار یا پیشت بیام , میدونم که لیاقت ندارم ولی ای مولا آنقدر می یام تا آخر ببری پیش شهادت.
اگه دارم حرف دلم را می نویسم ای مولا می خوام اگه لایق بدانید عاشق بودم , تو خودت صبری بده به مادرم و به پدرم , صبر منو کم بکن تو رسیدن به خودت , ای مولا نکنه شهید نشم از مادرم فاطمه (س) خجالت می کشم . امشب توی صف نماز جماعت حالت عجیبی پیدا کردم , چهره های نورانی بچه ها که خدا را صدا می زد مرا به خود جلب کرد که اینهایی که چند روز دیگه فدای راه خدا می شوند و دین او را یاری می کنند به این خون ها که در راه ریخته شده با معرفت فکر کنید و به این خونها خیانت نکنید.
گواهینامه رانندگی شهید
در جریان پیگیری راه اندازی یادواره شهدای مخابرات و ارائه عکس های دوران دفاع مقدس , برادر حمید اسلامدوست از همرزمان شهید پس از ابراز ارادت نسبت به شهید می گفت پس از اینکه سید مهدی گواهینامه رانندگی اش را در منطقه گرفت , من آن را از او گرفتم و گفتم شیرینی آن را بده تا آن را به تو بدهم و چندی نگذشت که ایشان شهید شدند و پس از بیست و دو سال گواهی نامه ایشان را نگهداری می کردند.

گواهینامه سید مهدی سلطانی مهر بعد از 22 سال به دست خانواده شهید رسید
نظرگاه عشق – سامانه جست و جوی مزار شهدا
شهید سید مهدی سلطانی مهر