اولین زن اسیر دفاعمقدس
فاطمه ناهیدی بعد از پیروزی انقلاب، نخست در اکیپ درمانی جهاد سازندگی و سپس در کمیته امداد امامخمینی (ره) فعالیت داشت که به مناطق محروم میرفت. با آغاز جنگ به جبهه روی آورد و با دریافت حکم ماموریت از سپاه پاسداران در کرمانشاه، رهسپار خرمشهر شد.
خدیجه میرشکار؛ خوزستانی است. ۲۲ سال داشت که در ۷ مهر ۱۳۵۹ یعنی فقط چند روز بعد از شروع جنگ اسیر شد. دو سال اسیر دست بعثیها بود و خیلی سختی کشید و درنهایت در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۶۲ آزاد شد.
اولین زن اسیر دفاعمقدس
و، اما در کتاب اولینهای دفاع مقدس که به همت محمد خامهیار گردآوری شده از فاطمه ناهیدی میخوانیم: بیستم مهرماه سال ۱۳۵۹ ساعت ۹ صبح در هنگامه آتش و خون، از میان رگبار گلولهها و انفجار خمپارهها، یک آمبولانس وارد خط مقدم جبهه خرمشهر شد تا به یاری رزمندگان مجروحی که در عرصه کارزار دفاع مقدس بر خاک و خون افتاده بودند، بروند. دختر پرستاری که سرنشین آمبولانس بود، همراه با چند رزمنده جوان خود را در محاصره سربازان عراقی دید، ساعتی بعد به اسارت درآمد. او که فارغالتحصیل رشته مامایی بود، آن روز، اولین زن امدادگر ایرانی بود که اسیر عراقیها شد. بعد از هشتسال دفاع مقدس و گذشت سالها، او به عضویت هیاتعلمی دانشگاه شهیدبهشتی تهران درآمد.
روایتی از زندگی فاطمه ناهیدی
فاطمه ناهیدی بعد از پیروزی انقلاب، نخست در اکیپ درمانی جهاد سازندگی و سپس در کمیته امداد امامخمینی (ره) فعالیت داشت که به مناطق محروم میرفت. با آغاز جنگ به جبهه روی آورد و با دریافت حکم ماموریت از سپاه پاسداران در کرمانشاه، رهسپار خرمشهر شد. خانم ناهیدی پیرامون رویداد اسارت خود میگوید:
باز هم امام رضا (ع) ضمانت کرد
با پافشاری کردن در گرفتن حقوق خود بهعنوان اسیر جنگی، رییس زندان و رییس سازمان امنیت عراق را به اعتصاب غذا تهدید کردیم و سرانجام از اول اردیبهشتماه۱۳۶۱ اعتصاب خود را آغاز کردیم. هشت روز اول فقط آب میخوردیم، اما بعد از آن دست به اعتصاب کامل زدیم. حال یکی از خواهرها بهشدت بد شد که به اصرار ما به او سرم زدند. رییس سازمان امنیت عراق از ما خواست این اعتصاب را بشکنیم، اما قبول نکردیم. همه ما را به بیمارستان نظامی بردند و میخواستند به ما سرم وصل کنند، اما قبول نکردیم. سرانجام بهزور سرم را به ما وارد کردند. بعد از اینکه نامههای ما را از طریق صلیب سرخ برای خانوادهها نوشتیم، اعتصاب غذا را شکستیم.
رژیم عراق تصمیم گرفته بود برای ۲۲بهمن یکسری عملیات بمبگذاری در ایران داشته باشد و برای این کار عدهای جاسوس و خرابکار بفرستد، برای ردگمکردن. ناچار عدهای از اسیرها را آزاد کردند و جاسوسان خود را همراه اسرا به ایران فرستادند.