پنجشنبه، ۷ آبان ۱۴۰۵

دسته موضوعی: ادبیات پایداری

شهیدی که اعضای بدنش را برای فرمانبری خدا مواخذه می‌کرد

«روزی یکی از دوستان مریم وارد خانه شد و وی را رو به قبله، در حالی که به پشت دست خود می‌کوبید، دید. با تعجب پرسید: چه شده مریم؟! مشکلی پیش آمده؟! آن لحظه به او جوابی نداد؛ اما مدتی بعد به دوستش گفت: من هر روز اعضای بدنم را مواخذه می‌کنم و از آن‌ها می‌پرسم که امروز برای خدا چه کاری انجام داده‌اید؟»

ماجرای رجزخوانی شهید مدافع حرم در سوریه

یکی از بچه‌ها تیر خورده بود و افتاده بود بین ما و دشمن. زنده بود ولی سخت می‌شد او را از آن معرکه عقب بکشیم. امیر آرام و قرار نداشت. می‌خواست هرطور شده او را بیاورد عقب. با رجز یاحیدر، یاحیدر رفت توی دل آتش و هم رزم‌مان را با خودش آورد عقب.

۳۰ سال است دوشنبه و پنجشنبه مهمان پسرم هستم/ در طول بارداری حتی یک لقمه شبهه‌ناک نخوردم!

خانم زهرا رام مادر شهید غلامرضا برزگر یکی از هزاران مادری است که در زندگی سختی های فراوانی را تحمل کرده و فراز و فرود‌های زندگی را بالا و پایین کرده است. اما ورای همه سختی‌ها نور خدا در دلش روشن و گرم بود و توانست پسری در جامعه تربیت کند که برایش عاقبت به خیری به ارمغان داشته است.