سی و پنجمین سالی که نبودی

این نوشتار به مناسبت مراسم سالگرد بسیجی شهید حاج حسن (حسین) اثنی عشری نایینی تبیین شده . زندگی نامه شهید توصیف و وصیت نامه وی نیز ارایه شده است . ۷۷ سال پیش ( ۵/۵/ ۱۳۲۳) نوزادی بدنیا آمد که چهار ماه قبلش ، پدرش (شهید حسین علی اثنی عشری نایینی) را در راه مبارزه […]

این نوشتار به مناسبت مراسم سالگرد بسیجی شهید حاج حسن (حسین) اثنی عشری نایینی تبیین شده . زندگی نامه شهید توصیف و وصیت نامه وی نیز ارایه شده است .

۷۷ سال پیش ( ۵/۵/ ۱۳۲۳) نوزادی بدنیا آمد که چهار ماه قبلش ، پدرش (شهید حسین علی اثنی عشری نایینی) را در راه مبارزه با رژیم ستم شاهی از دست داده بود و ۳۵ سال پیش (۲۱/۱۰/ ۶۵) نیز خود جانش را در ۴۲ سالگی در مجاهده با رژیم ظالم صدام تقدیم انقلاب اسلامی کرد و پیکر خونینش نیز یک دهه در شلمچه آرمید و فقط خبر شهادتش به خانواده رسید . ده سال بعد ( ۲۱/۱۱/۷۵) پیکر مطهرش رجعت یافت ودرگلزار شهدای بهشت زهرای تهران (قطعه ۲۶ –ردیف ۹۴ – شماره ۵۳ ) جاودانه تاریخ شد و اینک (۲۳ دی ۱۴۰۰ ) در آستانه سالگرد شهادت وی مزار وی ، میعادگاه جمعی از علاقمندان در دیدار آن بسیجی عارف ؛ با تبسم و گشاده رویی مهربانانه همیشگی اش بود ….

#########################################

زندگی نامه شهید

  • بسیجی شهید حاج حسین اثنی عشری نایینی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان ورامین چهار ماه پس از فوت پدر پا به عرصه وجود نهاد. (نام سجلی وی حسن و مشهور به حسین بود). پدرش از متعمدین منطقه و مرجع امینی برای رفع مشکلات مردم بود و از سوی دیگر با برنامه‌های ضد اسلامی و ضد مردمی رژیم شاه از آغاز مخالفت مینمود و لذا همواره در معرض توطئه رژیم پهلوی قرار داشت و عاقبت نیز در شب ۲۳ رمضان المبارک سال ۱۳۶۵ ه.ق با مرگی مشکوک چشم از جهان فرو بست. مادرش طیبه آقاجانی فشارکی وی را چهار ماه پس از شهادت پدر، وضع حمل نمود. او در دامان مادری فداکار و شجاع و در کنار دو برادر بزرگترش با مکتب سرخ علوی آشنا گردید و در طوفان ناملایمات چون فولاد آبدیده شد. و از مادر زینب‌گونه‌اش آموخت، که در دشوارترین شرایط باید متکی به اراده خداوند بود. و بی منت دیگران باید زیست. در دوران کودکی برادر چهار ساله‌اش را از دست داد و غم مرگ عزیزی را برای نخستین بار تجربه کرد. با وجود مشکلات موجود در سن هفت سالگی با کمک مادر و برادر بزرگش وارد مدرسه انوشیروان گردید و با یاری خداوند متعال توانست تا مرحله اخذ دیپلم به تحصیل ادامه دهد. پس از آن جهت گذراندن دوران سربازی مامور خدمت در بندرعباس گردید.
  • ایشان در۲۶ سالگی با دختر مرحوم حاج آقا شکرالله عظیمی اصفهانی ( برادر شهید مهدی عظیمی ) از بزرگان فشارکی، ازدواج کرد و ثمره آن چهار پسر و یک دختر می‌باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، با حضور فعال در نهادهای انقلابی و اداری مشتاقانه جامه پاسداری از اسلام و انقلاب را برتن نمود. و با تلاش مستمر در نهاد‌هایی از جمله: جهاد سازندگی، واحد مهندسین حزب جمهوری اسلامی، نخست وزیری، وزارت امور خارجه، سازمان امور اداری و استخدامی و اداره برق و مسجد حسنی تهران نو تلاشهای مخلصانه و شبانه روزی داشت. وی از موسسان و فعالان انجمن اسلامی فشارکیهای تهران در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود.
  • روزهای آغازین جنگ و ماجرای اشغال خرمشهر و حصر آبادان و خیانت بنی صدر در جنگ تحمیلی زندگی او را تغییر داد. و مهم‌ترین فصل زندگی اش را رقم زد و هیچ کاری را برحضور در جبهه مهم‌تر نمی‌دانست. و از آنجا که کیان اسلامی را در خطر می‌دید، موقعیت شغلی و زندگی آسوده را رها نموده وبیش از ۵ سال از عمر با برکت خویش را در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل گذراند. و همواره حسرت عدم حضورش در مابقی دفاع مقدس را داشت. حسین آقا اهل قلم و اندیشه بود و از همان آغاز نبرد قلم بدست گرفت و لحظه لحظه صحنه‌ها، عملیات‌ها، مشکلات، شهادت‌ها، جراحت‌ها، ایثارگری‌ها و هر آنچه که می‌دید را نگاشت و بدین ترتیب آثار ارزشمندی را از خود برای آیندگان به یادگار گذاشت و از طریق همین آثار بود که به فرزندان انقلاب درس مردانگی و استقامت و ایمان آموخت و آنان را برای آغاز یک زندگی پر تلاش و سراسر مبارزه و آگاهی آماده نمود. مطالعات، تحقیقات، مقالات و خاطرات خواندنی شهید تاکنون تحت عناوین: غمنامه، جنگ نامه، سفرنامه، نوشته‌های پراکنده درباره جنگ، انسان رساله‌‌ای، بسیج چیست و بسیجی کیست؟ خاطرات بین دو نماز، مانور عتیقه، ایستگاه شربت، خاطرات روزانه، مجموعه اشعار و… در حجم قابل توجهی گردآوری گردیده است.
  • شهید عزیز، در امور نظم خاصی داشت و همواره به نماز جماعت، جمعه، سایر تکالیف دینی، اخلاقی و… اهمیت می‌داد. و دیگران را نیز به انضباط و پای بندی به اصول و فروع دین تشویق می‌نمود. حضور در جبهه را نعمتی بزرگ می‌شمرد. و همیشه از فضای ملکوتی آن سخن می‌گفت. اکثر اوقات فراغت خود را به مطالعه می‌پرداخت. چهره‌ای بشاش و اخلاقیکریمانه داشت، آنگونه که هرکسی در کنار او احساس آرامش می‌نمود. بسیار ژرف‌نگر و حقیقت‌بین بود. مسائل روز جامعه و انقلاب را بخوبی لمس کرده و تحلیل می‌نمود. سنگ صبور دردها و مشکلات دیگران بود. به حل مشکلات دیگران بسیار اهمیت میداد. در جمع فامیل جلساتی را تشکیل داده بود،که به مسائل فامیل رسیدگی شود. و هم در ضمن آن به تفسیر قرآن و تحلیل مسائل اجتماعی می‌پرداخت.

 

  • بسیجی چهل ساله، کوله بار سنگینی از تجهیزات را بردوش می‌کشید و پا به پای نیروهای رزمنده؛کیلومترها پیاده روی می‌نمود. ترس از غیرخدا برایش مفهومی نداشت. و در زیر آتش بار شدید دشمن؛ با یاد خدا و ذکر بر لب، با شهامت قدم به جلو می‌نهاد. هرگز احساس خستگی یا ضعف نمی‌کرد. چرا که انجام وظیفه را تکلیف می‌دانست. و بدین سان مایه تقویت روحیه هم‌ر‌زمانش بود.
  • از سوی دیگر هیچکدام از این امور او را از توجه به امور درسی فرزندانش باز نمی‌داشت. آنگونه که گاهی هنگام شروع امتحانات با ارسال تلگرافی فرزندان خود را به پشتکار در تحصیل دعوت می‌نمود. او عاشق بسیج بود. و معتقد بود که اگر قرار است، فرمان امام امت مبنی بر بسیجی شدن همه مردم تحقق یابد، باید اخلاق بسیجی در میان مردم رایج گردد. و لذا در مقاله‌ای تحت عنوان، بسیج چیست و بسیجی کیست، به ارائه تعریفی جامع و زیبا از شخصیت بسیجی همت گماشت. هم‌سنگرانش او را استاد مربی اخلاق دانسته و اعمال خود را با اعمال او محک می‌زدند.و او را همواره منشاء و مرجع حل مشکلات خود می‌دانستند. در شبهای سرد جبهه گرما بخش محفل یاران و سنگ صبورشان بود. به خستگان راه امید می‌بخشید و به مجروحین مدد می‌رساند و از این همه تکاپو و تلاش هرگز احساس خستگی نمی‌نمود. او بسیاری از هم‌رزمانش را تا مرزشهادت بدرقه کرد.و خود در صف منتظران به صبوری نشست.
  • ایشان بارها به جبهه اعزام و مدت‌های مدیدی را در جبهه‌ها بسر برد و در عملیات والفجر هشت مجروح شد. وی درسال ۶۵ در رشته معماری قبول شد، لکن حضور درجبهه را رها نکرد. تا اینکه در سن ۴۲ سالگی در تاریخ ۲۱/۱۰/۶۵ (عملیات کربلای ۵ ) در شلمچه خونین قفس تن را شکست و روح بلندش به سوی حضرت دوست پرکشید. و پیکر مطهرش در دشت سوزان شلمچه ما وا گرفت. و ده سال بعد ( ۲۴ بهمن ۱۳۷۵) جسم مطهرش در بهشت زهرای تهران (قطعه ۲۶–ردیف ۹۴ – شماره ۵۳ ) آرام گرفت. و مادر وی ( مرحومه حاجیه خانم طیبه فشارکی)  نیز، چند سال بعد( ۲۷/۴/ ۱۳۸۰) در قطعه خانواده شهدای بهشت زهرا به فرزند شهیدش پیوست.

######################################

وصیت نامه شهید

……………………………………

  • بسم الله الرحمن الرحیم. و لا حول و لاقوه الا بالله العلی العظیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد. یا الله، یا رسول الله، یا ائمه الله، اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک.
  • این حقیر عاصی بالله، تاکنون چند بار به بهانه عملیاتهای مختلف وصیت نامه نوشته‌ام، که لیاقت نداشته‌ام آخرین وصیتنامه‌ام باشد.
  • ولی باز هم در کمال یاس از پذیرشم نزد خداوند، باریتعالی اقدام به نوشتن این وصیتنامه می‌نمایم. باشد تا خداوند بسیار مهربان مرا نیز چون عزیزانم، شهید مهدی عظیمی و شهید مرتضی پایدار فرد وشهید علی شریفی و شهید ویس مراد، پاریاب به درگاه خویش خواند و بزرگترین منت ممکنه را براین بنده ناسپاس و سرکش و بی‌معرفت نسبت به ذات قدسش روا دارد. “انشالله “.
  • حمد و ستایش بی حد و حصر فقط مخصوص است به خداوند یکتا و صاحب روز جزا، و درود و سلام من بر حضرت ختمی مرتبت محمد بنعبدالله صلی الله علیه و آله، و بر زوج    بی‌نظیر بشریت یعنی مولی علی (ع)، و خیر النساء فاطمه زهرا سلام الله علیها، و برفرزندان این دو، تا حضرت مهدی (عج) امام زمانم، و بر نایب برحقش، خورشید درخشان فقاهت و سیاست حضرت امام خمینی روحی له الفداء و…. و بر شهدای گرانقدر اسلام از صدر تا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی.
  • و با سلام برخانواده‌های شهدا، مفقودین، اسرا و جانبازان و کلیه کسانی که خالصانه و برای رضای خداوند بینا و آگاه این عمر چند روزه را به خدمت اسلام مشغولند. سلام من بر مادرم، فرزندانم و همسرم که با بینش اسلامی صحیح به این حقیر اجازه شرکت در جبهه را محبت نمودند.
  • ابتدا مطالبم را برای خانواده‌ام آغاز می‌کنم. چه آنکه بیش از همه از خانواده‌ام انتظاردارم، به وصایایم عمل نمایند. و در اول از مادرم حلالیت می طلبم.که در این عمر زودگذار دنیائی رنج و تعب بسیاری را متحمل گردید. فوت پدر بسیار عزیزم در ۴۰ سال قبل در میانسالی، خداوند انشاء الله کلیه رفتگان مومن و مومنه را مورد رحمت خویش قرار دهد. و مرحوم پدرم را نیز از دریای بیکران بخشایش سیراب گرداند. و در بهشت اعلی جایش دهد. و هر روز بر درجاتش بیفزاید. و پیش و بعد از فوت مرحوم میرزا عباسعلی رحمت الله علیه فوت مرحوم برادرم در میانسالی بود. امیدوارم خداوند این پدر و پسر را در جنت ماوی داده و از خوان گسترده خویش روزی عطا فرماید.
  • یقین دارم که مادرم این شهادت را نیز بخوبی تحمل می کند. و با ابراز خوشحالی از چنین رفتنی، ضد انقلاب را عصبانی و انقلابیون را شاد و تشویق می نماید. باشد تا خداوند منان درآن جهان که بزودی قیامتش واقع خواهد شد، بیش از حد تصورجزای خیر به ایشان عطا فرماید.
  • مادر بسیار مهربانم ! همیشه شما را از صمیم قلب دوست داشته‌ام. و نزد من احترام خاصی دارید. و از زحمات شما که در صغیری و حتی پس از آن برای من کشیده‌اید، خجالت زده و ممنون بوده و هستم. امیدوارم مثل همیشه دعای خیرتان بدرقه‌ام باشد، تا خداوند نیز از من راضی باشد. دنیا جای ماندن نیست و بزودی همه در محشر گرد خواهیم آمد. این دوری‌ها زود گذر وکم و کوتاه مدت خواهد بود. اصل آن دنیا و زندگی همیشگی است.
  • و اما همسرم، این زن مومنه‌ای که بهترین یاور و همفکر و مشوق اینجانب برای رفتن به جبهه بوده است. همسری که هرگز نگفت با چهار، پنج بچه چه کنم. یا حالا دیگر برای مدتی بس است. امثال ایشان حجت هستند، در آن دنیا برای زنانی که مانع رفتن شوهرانشان می‌شوند. و با هرنوع بهانه‌ای اجازه نمی دهند، شوهرشان به جبهه نور علیه ظلمت برود. خدایا ! تو کاملاً آگاهی که از همسرم نهایت رضایت و بلکه شرمندگی را دارم. تو نیز از او راضی باش و در بهترین درجات بهشت جایش ده، بارالها او همیشه از ابتدای زندگی مشترکمان رضایت تو را در نظر داشته است. خدایا به حق حضرت زهرا (س)، به او صبر و استقامت و پایداری در دین تا لحظه خروج از این دنیا عطا فرما. خدایا به حق مقام حضرت زینب(س)، هر روز و ساعت بر ایمان و عقلش و توانایی اداره امور فرزندانم بیفزا.
  • فرزندانم، محمدم، دخترم، علی جانم و ابراهیم شیرینم و مهدی عزیزم ! این زندگی خیلی زودتر از آنچه به خیال آید، می‌گذرد. و قیامت بر پا می‌گردد.” اذا وقعت الواقعه– لیس لوقعتها کاذبه” [۱]– همه می‌میرند، هیچکس زنده نمی‌ماند، مگر خداوند حی لایموت – باید در برابر دادگاه الهی ایستاده و پاسخ داد. و آنگاه به جزای خیر یا شر خود برسیم. پس هوشیار باشید همیشه و در همه حال و در هر مقام، خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خویش ببینید، صراط مستقیم در خط محمد و آل محمد (ص ) است. از اسلام و قرآن و رسول (ص)، و ائمه(ص)، و روحانیت جدا نشوید. بلکه خود را در اختیار اینها قرار دهید. مطیع محض و بی چون و چرای اسلام باشید. فریب شیادانی که گروه سازی می‌کنند را نخورید. از روشنفکران غیر متعهد بپرهیزید، عالم ترین اینگونه روشنفکران نیز به عمد یا به سهو خطا می‌روند. با قرآن انس بگیرید. هر روز حداقل یک حزب قرآن بخوانید به انسان صفای باطن می‌دهد، روح را شاداب می‌نماید، و مغز انسان را جلا می‌دهد. این کلام خداست و کلامی بالاتر از خدای علیم و حکیم وجود ندارد. بیش از هرکار عبادی به نماز اهمیت دهید. سعی کنید در نمازها شیطان را ناکام بگذارید. و توجه‌تان به خداوند بینا باشد. با اراده و تمرین می‌توان به این توجه رسید.که سرآغاز معرفت الهی و پیدایش چشم باطن و شروع تابش انوار الهیه بر روح آدمی است. نمازها را اول وقت بخوانید. تاحد ممکن نافله‌ها را انجام دهید،که جبران توجه کامل آدمی را در نمازهای واجب می‌نماید. و سعی کنید نافله‌های شب را انجام دهید، با فقط یک “وتر” یک رکعتی هم می‌توان شروع کرد. از خدا بخواهید توفیقش را می‌دهد.
  • پسرم، مریمم، علی جانم، ابراهیمم و مهدی جانم ! همیشه تابع حکم خدا باشید. از این جمهوری اسلامی و حضرت امام خمینی تاپای جان و مال و آبرو حمایت کنید. همیشه از خدا خواسته‌ام بحق باقرالعلوم(ع) و جعفر بن محمد (ع) به شما علم فراوانی عطا فرماید، تا در راه خودش تا پایان عمرتان بکار بگیرید و برای اسلام و مسلمین و خودتان مفید باشید.
  • فرزندانم ! شما را به طلب علم و البته آن علمی که مورد رضایت خداست توصیه می‌کنم. درس را تا پایان عمر کنار نگذارید. هیچگاه خود را فارغ التحصیل ندانید. و هدف خود را همیشه در پیش روی داشته باشید، که ما برای رضایت خدا درس می‌خوانیم. با تحصیل علم نگذارید که اجنبی‌ها و سلطه گران شرق و غرب بر مسلمانان فخر بفروشند، خود را (از غیر) بی نیاز کنید.
  • فرزندانم ! به مادرتان در اداره امور زندگی کمک کنید، اگر می‌خواهید خدا و من از شما راضی باشیم، هرگز و به کوچکترین مورد نیز مادرتان را ناراحت نکنید. تا آنجا که می‌توانید یاریش کنید که مادری از جمله مادرهای نمونه دارید.
  • فرزندانم ! بیاد اموات و گذشتگان باشید و برای ما هدیه بفرستید. و برای پدرانتان مرحوم میرزا حسینعلی فرزند مرحوم میرزا معصوم و فرزند مرحوم میرزا زین‌العابدین و فرزند مرحوم میرزا اسماعیل، سوغاتی به آن دنیا بفرستید. خداوند انشاءالله به همه شما توفیق دهد، که بتوانید آنطور که او دوست دارد، و متوقع است، به وظیفه خود عمل کنید. سعی کنید به روز قیامت و زندگی ابدی آن جهان یقین پیدا کنید، که قبول داشتن آنها کفایت نمی‌کند.
  • در مراسم و اطراف منزلم از آزار رسانیدن به همسایگان جلوگیری شود (مانند بلند نمودن صدای ضبط صوت که معمولاً یک هفته اول جلوی منزل شهید می‌گذارند). در اعلامیه و روی قبرم کلمه “بسیجــی” را مشخصاً بنویسید، برادرانی که تاکنون به جبهه نیامده‌اید، این شیطان است، که به دست و پای شما به بهانه‌های زندگی، کار و گرفتاری زنجیر زده است. این زنجیرها را پاره کنید.
  • خداوند را شکر می‌کنم، که مورد محبتش قرار گرفتم و به این حقیر توفیق عظمای شهادت را عطا فرمود. شرمنده‌ام که حتی یک درصد از آنچه وظیفه‌ام بود، نسبت به خداوند نتوانستم انجام دهم. شکر بی حد خدایم را که باز هم با این وصف از اقیانوس کرمش این عاصی را نیز به‌خویش پذیرفت.

سخن پایانی :

گرچه سی و پنج بهاری که جای شهید عزیز در فراز ونشیبهای جامعه و کلام بصیرانه اش در تبیین” بینش اسلامی صحیح ” و تحلیل مسایل سیاسی روز جامعه بسیار خالی بود ، لیکن به برکت خون وی و همرزمانش ، انقلاب اسلامی اینک افقها را درنوریده و جهانی شده و درگام دوم انقلاب بدنبال پالایش پلیدی ها از جامعه آفت زده می باشد ، تا تمدن نوین اسلامی را رقم زده و نوید بخش ظهور مهدوی باشد .

سی و پنجمین سالگرد شهید اثنی عشری گرامی باد

  • منبع زندگی نامه : کتاب گنجینه معارف شهدای فشارکی(سفارشها و نواهای آسمانیان) ، ستاد یادواره شهدا ، دکتر سیدجواد هاشمی فشارکی ، انتشارات وانیا ، ۱۳۹۷، ص ۲۴۰ الی ۲۴۳
  • منبع وصیت نامه: کتاب گنجینه معارف شهدای فشارکی(سفارشها و نواهای آسمانیان) ، ستاد یادواره شهدا ، دکتر سیدجواد هاشمی فشارکی ، انتشارات وانیا ، ۱۳۹۷، ص ۴۰۲ الی ۴۰۶