ریشه ایثار و شهادت

در آن زمان ضد انقلاب در ایران شایع می کردند که ارتش ایران ، ارتشی است که از بین رفته و دیگر نمی تواند در مقابل دشمنان مقاومت کند ، بلکه در ابتدا می گفتند که اصلاً ارتش لازم نیست ، ارتش باید به هم بخورد و بعد از آن موضوعی شروع می شود و در این جنگ تحمیلی ثابت شد که ارتش جمهوری اسلامی نیرومند است و ارتش با سایر قوای نیروهای مسلح با هم هستند ، تفاهم دارند ، با هم می جنگند و همه کسانی که در ارتش بودند به انقلاب اسلامی وفا دارند و لذا تمام شایعات ضد انقلاب داخل و خارج خنثی گردید .

امروز برای آنکه فرهنگ گسترده شهادت در جامعه ایران نفوذ کرده و دیگر زمان برای شناخت آن بی مفهوم است ، سخن گفتن مشکل است ؛ بخصوص در سیطره فرهنگ ایثار و شهادت ؛ ولی حرکت سخت است وآن به خاطر این است که بضاعت علمی و قدرت فکری من اجازه چنین کاری را به من نمی دهد . محورهای گوناگونی وجود دارند . یکی این که شهادت را به عنوان یک مسأله فکری ، علمی ، فلسفی و … مطرح کرد و از سوی دیگر حماسه شهادت به قدری احساسی و هیجان آمیز و عاشقانه است که روح را به آتش می کشد و منطق را فلج می کند و قدرت ناطقه را ضعیف و اندیشیدن را دشوار می سازد . اگرچه شهادت آمیزه ای است از یک عشق شعله ور و یک حکمت عمیق و پیچیده که این دو را با هم نتوان بیان کرد و در نتیجه ، حق سخن ادا نمی شود . بویژه برای انسانی که از نظر روحی و عاطفی ضعیف است ، اما برای فهمیدن فرهنگ ایثار و شهادت باید اول مکتبی را که شهادت در آن معنی می دهد توضیح داد و آن مکتبی است که جریان تاریخی را به همراه دارد . شهادت ریشه در دفاع مشروع و مقدس دارد و آن هم در مقابل تجاوز و جنگ . جنگ یکی از شگفت انگیزترین و ناشناخته ترین پدیده های اجتماعی بشر است و لذا مشاهده می شود که به وسیله زورمداران فریب خورده ای تمام ارزشهای ملی ایران را مورد هجوم و آماج تجاوز همه جانبه قرار دادند . دشمنان انقلاب اسلامی در منطقه و فرا منطقه ، جنگ علیه ایران را یک ضرورت انکار ناپذیر تلقی می کردند و در این میان مردان شهادت طلب و خداجو بودند که تنها ایمان الهی آنها را به سوی سعادت و خوشبختی برد .
اما در دنیا کدام وجدان آگاه می توانست آن همه ستم را از سوی ظالمی به مظلومی ببیند و آرام بنشیند ؟ ولی در همان ایام حساس ، امام بزرگوار و بیداردل ایران در همان روزهای نخست تجاوز دشمن به مکتب و میهن اسلامی ، صلای عزت سر دادند که ای آزادگان : « جنگ ، جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات است » .
به راستی ملت آبرومند ایران در طول هشت سال دفاع مقدس چه خوش درخشید . مردم بزرگ ایران با دانستن فلسفه شهادت و ایثار ، برای صیانت از اعتقادات و سیادت خود جنگیدند و در میان طوفان عظیم مشکلات خم به ابرو نیاوردند ، چرا که می دانستند کمترین غفلت ، حاصلی جز خاکسترنشینی و ذلت ندارد . از این رو مردان ، زنان و جوانان مسلمان ایران جامه ی عزت به تن کردند و برای اعتلای دین و میهن ، کاری بس شگفت خلق نمودند که باعث تعجب و حیرت قدرتمندان و قلدران روزگار شد .
دفاع مقدس ایران اسلامی که سرشار از ایثار و شهادت بود ، از هر دم و بازدمش افتخار آفرینی و عزتمندی ، متجلی شد . مردم دلیر و نجیب ایران با استقامت و پایداری در جنگ و تهاجم همه جانبه هشت ساله تفسیر دیگری از ایثار ، شهادت ، عدالت ، شجاعت و ایمان را برای جهانیان ارائه نمودند و اصولاً جنگ ایران تفسیر آیه های عزت ، افتخار و شرف بود و گسترش عدالت و ایمان در جهان .
ناسپاسی محض است که با درک این همه ایثار ، شهادت و استقامت اگر در ذهنمان حتی خطور کند که چراغ اقتدار و عزت ما در جنگ و یا به نوعی دفاع ، بی فروغ شد ؛ برعکس ، ملت ایران در این دفاع مقدس علم عزت و سرافرازی را با تمام قدرت به قله های افتخار رساندند و در طول تاریخ نور افشانی خواهد کرد . در اوضاع وانفسای تاریخ معاصر که درخت هرز ستم در باورها ریشه گسترده ، ظلم ستیزی و ستم سوزی با فرهنگ ایثار و شهادت در دفاع مقدس ، الگوی پر افتخاری بود که فروغ خود باوری را در دل های هراس خورده تابانید و درد بی خویشی و بی هویتی را بر کند .
فرهنگ ایثار و شهادت در طول هشت سال دفاع مقدس ، نیروهای توانمند و پر قدرت نظامی در مقابل استکبار جهانی همت والای خود را مصروف دفاع از ارزشهای دینی نمودند ، با این وجود مشاهده می شود از این رهگذر حرکت های ضد استکباری مستضعفان را در ساختار بیاالنللی در اقصی نقاط جهان عمومیت بخشیدند که روز به روز بر اوج ، شتاب و وسعت این حرکتها افزوده می شود . حال باید ملاحظه کرد این تفکر از کجا شروع شده است و به آن اصول تکیه دارد و لذا نمایانگر این تفکرات از کلمه جهاد است که در دین مبین و مقدس اسلام قداست خاص خود را دارد .
جهاد در اسلام
آنچه از فرهنگ ایثار و شهادت برمی آید ، قطره ای از مبانی جهاد در دین اسلام است . انسان به حکم عاطفه انسان دوستی ، جنگ را یک اقدام وحشیانه و غیر انسانی می داند ، لذا انسان جنگ را در شرایط عادی ، محکوم و تقبیح می کند و این یک احساس بشری است . دین مقدس اسلام که دین فطری و طبیعی است ، به این واقعیت اعتراف دارد و جنگ را از نظر طبیعت بشری نیز سنجیده و می گوید : جهاد بر شما واجب گردیده و حال آن که برای شما موجب دشواری و کراهت است . این موضوع باید به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرد که آیا جنگ از نظر عقل ، همیشه و در هر شرایط محکوم و نارواست و ملت ها در هیچ شرایطی نباید دست به مبازه مسلحانه بزنند ؟ گاهی برای ملتی شرایطی پیش می آید که به حکم قطعی عقل ، هیچ راهی جز توسل به جنگ برای او باقی نمی ماند ، در اینصورت جنگ نه تنها غیر انسانی نیست ، بلکه ترک آن ذلت و خواری است . اگر کشوری یا جامعه ای مورد تعدی و تجاوز واقع شد ، انسان باید به حکم عقل و فطرت از جامعه و کشور و از حقوق خود دفاع کند و چنین جنگی از نظر عقل واجب است و بلکه دفاع از حق ، حق طبیعی هر موجود زنده است . هیچ ملتی نمی تواند با دشمنی که حیات او را تهدید می کند جنگ را در صورت انمکان ضروری نداند و درصورتی که برانداختن چنین دشمنی با هیچ وسیله ای جز کشتن و کشته شدن میسر نشود ، خونریزی را روا و جایز نشمارد . به همین دلیل ، دنیای امروز پس از آن همه تقبیحی که از جنگ کرده ، عاقبت در مواردی آن را مشروع و قانونی شناخته است . دین مقدس اسلام نیز چون یک آیین فطری استوار کرده است ، جهاد را در شرایطی لازم و واجب می داند . هم اکنون باید علل و انگیزه تشریع جهاد در اسلام مورد بررسی واقع شود و لذا مختصری از آن به شرح ذیل از نظر می گذرد .
جهاد و شهادت
چهار آیه از سوره حج نخستین آیاتی است که پیرامون جهاد وارد شده است . دقت در مفاد این آیات مبین این مهم است که انگیزه واقعی برای تشریح جهاد ، دفاع از جان و مال بوده است . این چهار آیه ، نخستین آیاتی است که در اصل تشریع جهاد نازل شده و در آنها علل و انگیزه های جهاد نیز اشاره شده است .
دقت در این آیات ما را با انگیزه های جهاد آشنا می سازد . این آیات عبارت اند از :
رزمندگان راه حق ، هرگز آغاز به جنگ نکرده ، بلکه پاسخگوی نبردی بودند که از طرف متجاوزان آغاز شده بود ؛ یعنی این گروه جنگ زده هستند نه جنگجو . در این صورت دفاع افراد از خود ، لازم و واجب خواهد بود . در غیر اینصورت تحمل خواری و زبونی است .
دلیل آشکار تجاوز دشمن این است که مؤمنان را به جرم اعتقاد به خدای یگانه از خانه و دیار خود بیرون راندند ؛ گویا که اعتقاد به خدای یگانه در نظر آنان جرمی است که معتقد به آن باید محیط زندگی خود را ترک کند .
مشرکانی که با الوهیت خدا و پرستش حق مخالفت هستند باید به وسیله مردان خداپرست نابود شوند و زمین از لوث وجود آنها پاک گردد ، در غیر این صورت معابد الهی ویران می شوند .
اگر خداوند در این آیات بپاخاستگان را وعده پیروزی می دهد ، بدین خاطر است که اگر آنان در روی زمین قدرت و اقتدار پیدا کردند، راه ستمگران را پیش نمی گیرند ، بلکه پیوند خود را با خدا « اقامو صلاه » و پیوند خود را با مردم « آتو الزکوه » محکم تر می سازد و در اشاعه نیکی ها و محو بدی ها می کوشند واز هیچکس نمی ترسند .
آیات فوق ، نیمی از سیمای جهاد و انگیزه تشریع آن در صدر اسلام را برای ما روشن می سازد و مشخص است که بسیاری از اشکال ها و تاخت و تازهای بعضی تفکرات بر این حکم حیات بخش اسلام ، بی پایه و اساس است. جهاد و شهادت برای بازپس گرفتن حقوق از دست رفته و عقب راندن مهاجم در قاموس تمام ملت ها ، مشروع و یک فریضه وجدانی و ملی است .
تشریح فرهنگ ایثار و شهادت
از نگاه کلی و از دیدگاه استراتژی ، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت برای نسل سوم انقلاب شکوهمند اسلامی ، بایستی آنچه در جنگ تحمیلی در ابعاد مثبت برای ما و نویسندگان امروز که امانت قلم را به دست گرفته ایم ، شکافنده شود و انقلاب اسلامی را با تمام زیبایی هایش به تصویر کشاند . بعضی قضایا است که انسان گمان می کند که این شر است ، لکن به حسب واقع خیر است . در این قضایای اخیر که دولت متجاوز عراق بر ایران اسلامی تحمیل کرد ، باید گفت : « الخیر فی ما وقع » . با این وجود از این که بخواهم رئوس مطالب عمده ای را به اثبات برسانم ، باید به سرفصل های مرتبط با دفاع مقدس، به عنوان اشاعه یک فرهنگ اصیل ایثار و شهادت اشاراتی داشته باشم که عبارتند از:
از اینکه در آن زمان ضد انقلاب در ایران شایع می کردند که ارتش ایران ، ارتشی است که از بین رفته و دیگر نمی تواند در مقابل دشمنان مقاومت کند ، بلکه در ابتدا می گفتند که اصلاً ارتش لازم نیست ، ارتش باید به هم بخورد و بعد از آن موضوعی شروع می شود و در این جنگ تحمیلی ثابت شد که ارتش جمهوری اسلامی نیرومند است و ارتش با سایر قوای نیروهای مسلح با هم هستند ، تفاهم دارند ، با هم می جنگند و همه کسانی که در ارتش بودند به انقلاب اسلامی وفا دارند و لذا تمام شایعات ضد انقلاب داخل و خارج خنثی گردید .
گروهها و گروهکها که ادعا می کردند که ما ( آنها ) طرفدار مظلومین هستیم ، طرفدار حق هستیم ، فدایی حق و ملت هستیم ، مجاهده برای مردم می کنیم ، ثابت شد که همه این حرفها ، گفتارها و شعارها و … خلاف واقع بوده است و الان ( زمان جنگ ) که کشور ایران اسلامی با حزب بعث منحط در جنگ هستند ، از آنها هیچ خبری نبود ، آنها باز هم به فساد هایی که فکر می کردند ادامه میدادند ؛ لکن بر آنها هم ثابت شد که اگر یک روزی دولت ایران بخواهد شر آنها را کم کند ، با یک یورش برق آسا ، همه را از بین می برد . این هم یکی از خیراتی بود که برای ایرانیان در جنگ تحمیلی به ارث ماند و فقط یک اثر خیر نشأت گرفته از حماسه شهیدان والامقام است ولاغیر .
بسیاری در همان اوایل شعار می دادند و دایم زمزمه می کردند که انقلاب اسلامی در اول حرکت خود یک اثر مهم داشت و آن هم این که مردم با هم بودند و حالا دیگر با هم نیستند و با یکدیگر خیلی مخالفند و این حرفهای ناربط ، ورد زبانشان بوده ؛ لذا باز هم مشاهده شد که در این جنگ تحمیلی سراسر کشور با هم اتحاد دارند و مردم شریف و بزرگ ایران با همان روحیه انقلابی باز در صحنه باقی هستند .
اصل جنگ که واقع می شود ، انسان از آن خستگی و از آن چیزهایی که انسان را سست می کند ، از آن سستی ها و خستگی ها بیرون می آید و فعالیت می کند و جوهره انسان که باید همیشه متحرک و فعال باشد ، بروز می کند .
در جنگ تحمیلی بر دولت عراق ثابت شد که در مقابل چه کسی قرار گرفته است و رزمندگان ایرانی چنان درسی به صدام و صدامیان دادند که در تاریخ بی نظیر بوده است .
جنگ تحمیلی عراق به ایران اسلامی و مقاومت سرسختانه توسط رزمندگان و ملت شریف ایران ، حداقل صدام را به سوی اسلام کشاند و نمونه بارز آن که کلمه مقدس الله اکبر در پرچم عراق نقش بست و این جز با ایثار و شهادت انسان های شایسته ای که همه چیز خود را با تقدیم تفکر شهادت به اثبات رساندند و ترویج آن فرهنگ ، باید در جامعه رونق پیدا کند و اصلاً یک استراتژی دراز مدت در ایران بشود و نسل های پی در پی با اندیشیدن روی این تفکر به صاحبان اولیه آن احترام بگذارند و اسطوره تاریخ را نقل سینه ها در گفتار خود بنمایند ، ممکن نبود .
در این جنگ تحمیلی بر ملت بزرگ ایران و شاید خیلی ها در فرا منطقه ثابت گردید که شهادت به معنای واقعی خود یعنی چه ! اصلاً چگونه این فرهنگ در مدت کوتاهی در ایران در بین سنین مختلف رسوخ کرد ؛ اما باید اعتراف داشت که این تفکر و اندیشه ریشه در عمق ۱۴۰۰ ساله دارد و از آن تاریخ تاکنون ادامه دارد . اندیشه فدا شدن با خلوص نیت یکی از شعارهای اصلی جنگ تحمیلی بود که دنیا را به حیرت انداخت .
چگونگی سیاست گذاری در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
در انتقال ترویج فرهنگ ایثار و شهادت ، روش ها و سیستم های گوناگونی با توجه به ابزار فعلی دنیا وجود دارد ، ولی آنچه که مهم و حائز اهمیت است ، نوع نگرش واقع بینانه به این امر مهم و حساس و همچنین چگونگی انتقال آن به نسل های سوم انقلاب اسلامی و نسل های دیگر است . در یک دوره زمانی یک تفکر ریشه دار در ایران در شعور محوریت انقلاب اسلامی به وقوع پیوست و آن حرکت به صورت جهانی و حالت کلی ، جهان بینی خود را حفظ کرد و این اندیشه در زمان کوتاهی در سرزمین وحی و نبوت ، فلسطین ، به عنوان یک تفکر تاریخی با نام انتفاضه در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح ، به حرکت در آمد و هم اکنون دنیا در آن سوی اندیشه هاست که چه چیزی ملت بزرگ فلسطین را در مقابل دشمن خون خوار و دولت غاصب و اشغال گر فلسطین مقاوم کرده است ؟
باید گفت آن فرهنگ در جویبار تاریخ از سرزمین حجاز حرکت کرده و اینان تشنگان آب حیات آن جویبار عشق و شهادت هستند . پیامبر اکرم (ص) الله و اکبر گفتن را را با « اقرا باسم ربک » در قله شروع کرد و هم اکنون آن استراتژی در قالب وحی الهی ولی با ابعاد گوناگون در کره خاکی به پیش می رود و هر روز یک اندیشه ، اندیشه عمیق تر می گردد .
شهادت در راه خداوند چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی کرد و شهید در راه حق و هدف الهی را نمی توان با دیدگاه امکانی به مقام والای آن پی برد ، که ارزش عظیم آن ، معیار الهی و مقام والای دین ، دیدی ربانی لازم دارد .
باید اعتراف کرد دست خاک نشینان از آن منزلت شهید کوتاه است و همین افلاکیان نیز از راه یافتن به کنه آن عاجزند ، چرا که آنها از مشخصات انسان کامل است و ملکوتیان با آن مقام اسرار آمیز فاصله دارند . تکریم به شهدا ، جانبازان و وارثان آنها بر همه نسل ها واجب است و اما آنچه که باید به عنوان روش و الگو قرار گیرد تا نسل های بعدی از آن بهره ببرند ، می توان محور های آنها را به صورت زیر اعلام داشت :
– درج در کتب آموزشی ، تاریخی ، سیاسی و … .
– ترسیم جغرافیای مرزی ، نظامی در کتب جغرا فیای آموزشی .
– به تصویر کشاندن اصول واقعی حماسه ایثار و شهادت .
– بر پا کردن فرهنگ سرای محلی ، شهری ، استانی ، کشوری و … در خصوص ترویج فرهنگ ایثار و شهادت .
– اطلاع رسانی فرهنگ ایثار و شهادت توسط نشریات با کمک یارانه بصورت مداوم .
– هنر به کارگیری انتقال فرهنگ ایثار و شهادت در ابعاد گوناگون هنری .
– تشکیل کمیته های کاری در ارگان ها ، نهاد های دولتی و تشکیلات مردمی جهت همسو شدن این فرهنگ درخشان و تداوم آن .
– حرکت فرهنگ سینمایی به سوی دفاع مقدس با شرط این که فیلمنامه ها تعریف صوری نشوند .
– به الگوی استقامت و صبر آزادگان در محورهای مختلف نشر پرداخته شود .
– فرهنگ صبر خانواده با توجه به اصالت صبر ، یک الگو شود و انتقال یابد .
– نام مقدس شهدای گمنام در رأس امور شهدا قرار گیرد و این که اصلاً چرا گمنام شده اند ؟
– تفکر بسیجی درروح نویسندگان ، هنرمندان و … .
– کشاندن افکار عمومی به خارج از مرزهای ایران در خصوص تحریم های اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و … در ارتباط با دفاع مقدس .
– مثلث اتحاد شوم دشمنان انقلاب اسلامی در آن ایام با عناوین امپریالیسم ، سوسیالیسم و صهیونیسم .
نتیجه گیری
یکی از نشانه های برجسته و بزرگ در راه تکامل انسان ایثار ، فداکاری ، از خود گذشتگی و شهادت در راه خداست .
از آن جا که شهادت نعمتی است که نصیب مردان خدا می گردد ، شهید انتخاب می شود و این انتخاب همان اختیاری است که خداوند به انسان داده است که مصداق آیه ی شریفه ی ۱۴۰ سوره ی آل عمران که خداوند می فرماید :
« این روزگار را به اختلاف میان خلایق می گردانیم که مقام اهل ایمان به امتحان معلوم شود تا از شما مؤمنان هرکه ثابت در دین است ( مانند حضرت علی (ع) )گواه دیگران کند . »
همچنین خداوند متعال در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره ی احزاب می فرماید :
« برخی از آن مؤمنان ، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بسته اند کاملاً وفا کرده اند پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند ( تا به راه خدا شهید شوند ) و برخی به انتظار ( فیض شهادت ) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند تا آن که خدا آن مردان راست گوی با وفا را از صدق ایمانشان پاداش نیکو بخشد .
با توجه به آیات فوق کلمه ی شهید تنها منحصر به کشتگان در راه خدا نمی شود بلکه می توان به اشخاص زنده نیز اختصاص می یابد یعنی طبق فرمایشات امام علی (ع) زندگانی این انسان ها در چنین حالتی ، شهادت مداوم و همیشگی است اینان شهیدان زنده ای هستند که منتظرند تا تکلیف و رسالت خویش را در راه خدا به اتمام رسانند این گونه افراد تا زنده هستند شهیدند و پس از آن چراغ راه بشریّت … .
با این توضیحات نتیجه می گیریم : حرکت ، جنبش ، فعّالیّت ، بالندگی ، استقلال فرهنگی و سیاسی و نظامی در هر ملّت و جماعتی متناسب با روح شهادت و شهادت طلبی در آن کشور و جامعه شکل می گیرد . زیرا شهیدان با نثار خون خود ، آزادی ، استقلال ، عزّت ، عظمت به جامعه هدیه می کند ، لذا دشمن با مؤثر ترین شیوه های خود جهت جلوگیری از نشر و گسترش فرهنگ ایثار و شهادت به مقابله بر خواسته است تا بتواند به نیّات پلید خود دست یابد ولی غافل از این است که فرهنگ شهادت محور همه ی کارها و تحرّکات اجتماعی ما قرار گرفته است و کوچک ترین خللی در آن پیدا نمی شود . در پایان به مقام تمام شهیدان از صدر اسلام گرفته تا کنون درود و صلوات می فرستیم .