حاج بخشی ، حبیب ابن مظاهر جبهه ها !

دراین نوشتار به اختصار به زندگی نامه و روحیات حاج بخشی در دوران دفاع مقدس و پس از آن تبیین شده است . دکتر سید جواد هاشمی فشارکی   حاج بخشی (ذبیح‌ الله بخشی‌ زاده ) در سال ۱۳۱۲ در روستای شمس آباد در حومه اراک چشم به جهان گشود. در ۷ سالگی پدرش توسط […]

دراین نوشتار به اختصار به زندگی نامه و روحیات حاج بخشی در دوران دفاع مقدس و پس از آن تبیین شده است .

دکتر سید جواد هاشمی فشارکی

 

  • حاج بخشی (ذبیح‌ الله بخشی‌ زاده ) در سال ۱۳۱۲ در روستای شمس آباد در حومه اراک چشم به جهان گشود. در ۷ سالگی پدرش توسط ماشین انگلیسی ها (نیروهای اشغالگرمتفقین) ، زیر گرفته شد و کشته ‌شد و او از آن پس مسئولیت خانواده‌اش بر عهده وی قرار گرفت. ذبیح الله دست برادرش شکرالله را گرفت و هر دو سراغ آب فروشی رفتند. از آب انبار اب می آوردند و به راننده کامیونها می فروختند. دو برادر سن و سالی نداشتند اما نان آور خانواده و کمک خرج مادر بودند. وی بعدها در شهرکرج ساکن شد .

 

  • با وقوع انقلاب اسلامی متحول گردیده و یک انقلابی مبارز شد . هنوز یادگیری الفبای مبارزه را تمام نکرده بود که حوصله اش سر رفت و برای دست گرمی دو بار مجسمه شاه را در محله راه آهن آورد پایین و سر اسب مجسمه شاه را برد قهوه خانه حسین ترک تا دوستانش را بخنداند. وی پس از پیروزی انقلاب به کسوت بسیجی در آمد.

 

 

  • آتش جنگ که از سوی دشمنان نواخته شد ، در ۴۷سالگی به جبهه‌ های جنگ اعزام شد . اوایل جنگ در سوسنگرد نه اسلحه داشتند و نه فشنگ. با دست خالی می جنگیدند. بنی صدر ملعون دستور داده بود که به نیروهای سپاهی حتی یک فشنگ هم ندهند. حاجی، شبها پشت بام خانه ها کمین می کرد و اسلحه عراقی ها را می گرفت و بعد با همان اسلحه به حساب شان می رسید.

 

  • وی تا پایان جنگ تحمیلی مکرر با خودروی خویش و پر از اقلام فرهنگی و خوراکی در جبهه‌ها حضور می یافت و با بلند‌گوی نصب شده بر روی خودرویش سرودهای انقلابی و مارش عملیات حاضر شده و با شعارهای زیبا وحماسی اش به تقویت روحیه رزمندگان می‌پرداخت ومانند بمب روحیه ، خنده را در شرایط سخت بر لبان رزمندگان می نشاند. وهمه‌ی بچه‌ها او را همچون پدری مهربان دوست می‌داشتند .در شرایط مختلف یکی ازشعارهایش «کی خسته است؟» وجواب بچه ها فریاد می زدند: «دشمن». ویکی دیگر «ماشاالله ، حزب الله». وپخش شیرینی و شکلات.

 

  • این کار حاج بخشی به قدری در روحیه رزمنده ها تاثیر داشت که صدام ۲۵۰ هزار دینار عراقی برای گروگان گیری اش جایزه تعیین کرده بود تا حاج بخشی را زنده بگیرند و تحویل دهند.

 

  • حاج بخشی دربارهٔ استعفای میرحسین موسوی گفته بود: «موسوی که استعفا داد، آمد دفتر سیداحمد، من هم آن‌جا بودم. گفتم:خجالت نکشیدی آمده‌ای این‌جا؟! الان وقت استعفا دادن است. الان باید بازوی امام باشید بی‌غیرت‌ها! چه می‌خواهید از جان حضرت امام؟»

 

  • سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی نیز در یکی از برنامه های روایت فتح، به روحیه جهادی و ایثارگری حاج بخشی اشاره می کند :” در آن سوی فاو، در مقر فرماندهی بعثی‌ها، به حاج بخشی بر خوردیم؛ چهره‌ی آشنای حزب الله تهران. هر کس سرزندگی و بذله‌گویی و آن چهره‌ی شاداب او را می‌دید باور نمی‌کرد که دو ساعت پیش فرزندش شهید شده باشد. اما حقیقت همین بود. هنگامی که ما به حاج بخشی بر خوردیم دو ساعتی بیش از شهادت فرزندش نمی‌گذشت. او حاضر نشده بود که به همراه پیکر فرزند شهیدش جبهه‌ی نبرد را، ولو برای چند روز، ترک گوید. ما آخرین بار که او را دیده بودیم در تهران بود، هنگامی که کاروان نخستین «راهیان کربلا» عازم جبهه‌ی نبرد بودند. هر جا که حزب الله تهران هست او نیز همان جاست و علمداری می‌کند.”

 

  • وی از جانبازان و رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس و برای رزمندگان تداعی کننده حبیب ابن مظاهر بوده و دو پسرو برادرش در جنگ به شهادت رسیدند.و یک داماد او نیز مقابل چشمهای گریان حاجی درخودروی اتش گرفته شده براثر آتش توپخانه بعثیون سوخت و آسمانی شد.

 

  • وی طی سالهای بعد از جنگ، با خودروی یادگار دوران جنگ، در خیابان‌های پایتخت به امر به معروف ونهی از منکر می پرداخت. و پس از جنگ حاج‌ بخشی جبهه‌ها علمدار حزب‌الله شد . تاکید این رزمنده قدیمی بر این موضوع بود که دفاع از ایران همچنان ادامه دارد . چرا که جنگ با ایران هنوز پایان نیافته است.وی بعد از جنگ از شرکت کنندگان و سخنرانان تجمعات حزب‌الله در اعتراض به سیاست‌های فرهنگی لیبرالها بود.

 

  • وی در جریان تحصن نمایندگان منحرف مجلس ششم، خواهان پایان تحصن شده بود و خطاب به بهزاد نبوی نائب رئیس مجلس که جز متحصنین بود ، گفته بود: «بیایید بیرون وگرنه می‌آوریم تون بیرون.»

 

  • وی پس از فتنه سال ۱۳۸۸ عمدتاً بیمار و بستری بود. و درخصوص آشوب های خیابانی گفته بود: «ای داد بیداد! زمانی‌که ما سالم بودیم، جرأت نمی‌کردند پیدای‌شان بشود. می‌آمدیم شعار می‌دادیم «ماشاءالله، حزب‌الله» بچه‌ها را جمع می‌کردیم. جرأت نمی‌کردند بیایند جلو..»

 

  • حاج بخشی در سال های آخر عمر خود با درد و رنج بسیاری روبرو بود. او دی ماه سال ۱۳۸۷ با ارسال نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب از دلجویی و تفقد ایشان و اعزام حجت الاسلام والمسلمین گلپایگانی به بیمارستان برای عیادت از وی قدردانی کرد.متن نامه حاج بخشی به این شرح است: محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ، ولی امر مسلمین جهان ، ای رهبر حزب الله در سراسر دنیا، سلام و عرض ارادت این پیرغلام جبهه ها و خاک پای بسیجیان را که اکنون در بستر بیماری افتاده است بپذیرید از اینکه آقای گلپایگانی را برای عیادتم به بیمارستان فرستادید و این جانباز پیر و پدر دو شهید را به لطف خود نواختید بی اندازه ممنون و سپاسگزارم. من همه جا فریاد زده ام که خط خامنه ای خط محمد رسول الله(ص) و ائمه اطهار(ع) است، آن بزرگواران هم پدر و مادر شهدا و جانبازان را بعد از پایان جنگ ها فراموش نمی کردند و به دلجویی آنها می رفتند. زبان الکن این پیر غلام چگونه می تواند پاس لطف و محبت رهبر و مقتدایم را بجای آورد. خدای سبحان سایه شما را بر سر همه ملت های مسلمان و مستضعفان جهان و تمامی بسیجیان مستدام بدارد. فدای شما – حاج بخشی

 

  • حاج بخشی به پاس تلاشهای ایثارگرانه اش ، در سال ۱۳۸۹ نشان ملی ایثار دریافت کرد.
  • این یادگار ماندگار دوران دفاع مقدس ۱۳ دی ماه سال ۱۳۹۰ در ۷۸ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر وی پس از نماز جمعه تهران در ۱۶ دی ماه ۱۳۹۰ تشییع و در کنار مهدیه بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

  • وقتی خبر مرگ حاجی منتشر شد، روزنامه کریستین ساینس مانیتور در باره حاج بخشی نوشت: «فدایی ریش سفید ایرانی، بیش از نیم قرن جلودار و هسته تمامی اقدامات انقلاب و یا راهپیمایی های حمایت از نظام  بوده است.»

 

  • مقام معظم رهبری به مناسب درگذشت او پیام تسلیت صادر فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحیم درگذشت پیر دلاور جبهه‌های جهاد، پدر دو شهید و همرزم و همراه هزاران شهید، مرحوم حاج ذبیح‌الله بخشی را به همه مجاهدان راه حق و به خانواده محترم آن مرحوم تسلیت می‌گویم و علو درجات و پاداش صبر و ثبات را برای ایشان از خداوند متعال مسالت می‌نمایم»

 

  • به پاس تلاشهای وی مجسمه برنزی حاج ذبیح الله بخشی مقابل ایستگاه متروی پل فردیس در استان البرز نصب شد. این مجسمه براساس عکس های موجود از حاج بخشی از جنگ تحمیلی ایران و عراق با تکنیک برنز و در اندازه واقعی ساخته شده و بر روی یک پایه سنگی دومتری نصب شده است. این مجسمه تصویری از حاج بخشی را در دهه ۶۰ در حال رفتن به جبهه های جنگ در حالی که پرچم ایران را بر شانه حمل می کند، ارائه می دهد.

 

  • خودروی وی که همواره همیار وی در دوران دفاع مقدس وپس از آن بود ِ ، هماکنون در موزه دفاع مقدس تهران نگهداری میشود .

 

  • همسر حاج بخشی نیز در ۱۷ اسفند ۱۳۹۴ در سن ۷۹ سالگی به علت کسالت جسمانی دار فانی را وداع گفت.پیکر وی در بهشت زهرای تهران تشییع شده و در قطعه ایثارگران، قطعه ۲۵ گلزار شهدای تهران در جوار مهدیه شهدا و در کنار همسرش به خاک سپرده شد.

حاج بخشی در تابستان ۱۳۶۳ با جیپ خود که بروی آن بلند نصب کرده و مداحی خای اهنگران را پخش می کرد ، در قبل از عملیات به منطقه بستان امد و حنا توزیع کرد و مراسم حنابندان برگزار شد .

در تصویر سمت راست شهید کاظم قدوسی و سمت چپ سید جواد هاشمی فشارکی می باشد.