جنگ در سال اول

تجــاوز و اشغــال شهریور ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰ تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد ۴۸ یگان سازماندهی شده در قالب تیپ‌ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با برخورداری از پشتیبانی ۸۰۰ قبضه توپ، ۵۴۰۰ دستگاه تانک و نفربر، ۴۰۰ قبضه توپ ضدهوایی، ۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰ فروند هلی‌کوپتر۱ انجام گرفت. مقصود رهبران […]

تجــاوز و اشغــال
شهریور ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰

تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد ۴۸ یگان سازماندهی شده در قالب تیپ‌ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با برخورداری از پشتیبانی ۸۰۰ قبضه توپ، ۵۴۰۰ دستگاه تانک و نفربر، ۴۰۰ قبضه توپ ضدهوایی، ۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰ فروند هلی‌کوپتر۱ انجام گرفت. مقصود رهبران عراق از تجاوز این بود که با شکست نظامی ایران۲ به اهداف خود: لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، تجزیه استان خوزستان۳ و در نهایت براندازی نظام جمهوری‌اسلامی دست یابند.
مقاومت اندکِ نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی سبب گردید نیروهای دشمن به سهولت از خطوط مرزی عبور کنند و برخی از شهرهای ایران را محاصره نمایند. اهمیت و جایگاه خوزستان در استراتژی تهاجمی عراق، موجب شد توان اصلی ارتش عراق در این منطقه متمرکز شود. لشکرهای ۱ مکانیزه و ۱۰ زرهی ارتش عراق با پیشروی در منطقه غرب رودخانه کرخه، فاصله ۸۰ کیلومتری مرز تا رودخانه را طی چهار روز پشت سر گذاشتند.۴ در محور بستان ـ سوسنگرد لشکر۹ زرهی ارتش عراق در همان خیز اول بستان را اشغال کرد و سوسنگرد و حمیدیه را محاصره نمود و به نزدیکی اهواز رسید که با شبیخون برادران سپاه و بسیج اهواز به فرماندهی شهید غیوراصلی مواجه شد و عقب‌نشینی کرد.
در محور جنوب غربی اهواز لشکر۵ مکانیزه عراق بعد از تصرف جفیر و پادگان حمید تا منطقه نورد در ۱۵ کیلومتری جنوب اهواز پیشروی کرد و سپس از حرکت ایستاد. در محور شلمچه لشکر۳ زرهی و تیپ۳۳ نیروی مخصوص برای اشغال خرمشهر و آبادان وارد عمل شدند که بر اثر مقاومت مردم، بسیج و سپاه در خرمشهر تا چهارم آبان ۵۹ (به مدت ۳۴ روز) دشمن نتوانست این شهر را تصرف کند. نیروهای لشکر۳ در ۱۹ مهر ۱۳۵۹ در منطقه‌ای که هیچ‌گونه مواضع دفاعی وجود نداشت، از رودخانه کارون عبور کردند و شهر آبادان را به محاصره درآوردند. در مجموع ارتش عراق در این مرحله از تهاجم خود بیش از ۱۵۰۰۰ کیلومترمربع از اراضی ایران را اشغال کرد و در آن مستقر شد.۵
نواقص و کاستی‌های دفاعی ایران، هنگامی که فرماندهی کل ‌قوا بر عهده بنی‌صدر بود، نقش زیادی در سهولت پیشروی نیروهای ارتش عراق در عمق سرزمین ایران و محاصره و اشغال شهرها داشت. آرایش دفاعی نیروهای ایران به شیوه سنتی (یعنی طبق آئین‌نامه‌های رسمی و بدون در نظر گرفتن وضعیت جدید)، بدون بررسی دقیق و در نظر گرفتن احتمالات گوناگون انجام گرفته بود.۶ در آرایش نیروها پوشش مرز در نظر گرفته‌شده بود، حال آنکه باید به صورت متحرک عمل می‌شد و نیروهای ایران با تمرکز در شمال حسینیه از جبهه اهواز و خرمشهر دفاع می‌کردند.۷ بنابراین گسترش عملیاتی و تاکتیک نظامی ایران دچار نقص بود، معابر مسدود نشده بود و درک روشنی از تلاش اصلی عراق وجود نداشت.۸
“کردزمن” دلائل عدم آمادگی جنگی ایران را “فقدان قرارگاه فرماندهی” در مناطقی که جنگ جریان داشت و “مستقر نبودن توپخانه و هلی‌کوپترهای تهاجمی و کلیه یگان‌های ارتشی در مرز” ذکر می‌کند و می‌نویسد:
«ایران هیچ‌گونه آرایش نظامی در مناطق بسیار حساس نزدیک خرمشهر و آبادان نداشت. نزدیک‌ترین لشکر ایران به منطقه عملیاتی در اهواز مستقر بود که ۴۰ تا ۵۰ کیلومتر تا صحنه جنگ فاصله داشت.»۹
وی سهولت پیشروی نیروهای عراقی را نشانه عدم آمادگی دفاعی ایران دانسته و می‌نویسد:
«در واقع حتی اعلامیه‌های نظامی عراق نیز نشان می‌داد که ارتش عراق در طول یکی دو روز اول جنگ با مقاومت زیادی روبه‌رو نشده، بنابراین تمامی شواهد حکایت دارند که این عراق بوده است که با آمادگی کامل و به کارگیری نیروهای نظامی، تهاجم همه‌جانبه‌ای را علیه ایران سازمان داد، در حالی که ایران حتی از آمادگی دفاعی کامل برخوردار نبود.»۱۰
نماینده امام در شورای عالی دفاع، آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح وضعیت دفاعی ایران و ناتوانی در بهره‌برداری از توان و امکانات موجود گفت:
« . . . از جمله شهرهایی که به شدت تهدید می‌شد دزفول بود، در حالی که ما آنجا نیرو کم داشتیم و وقتی به فرماندهان ارتش می‌گفتیم، می‌گفتند نیرو کم داریم و یا نیرو و تجهیزات هر دو را با هم نداریم، درست هم بود، به این معنا که آمادگی لازم را برای خودشان در این جنگ تهیه ندیده بودند. در صورتی که ابزارهای زیادی داشتیم ولی از کار افتاده بود و مهمات زیادی داشتیم که اینها از وجودش خبر نداشتند. افراد زیادی هم داشتیم که اینها در پادگان‌ها حضور نداشتند و لذا وضعمان خیلی بد بود.»۱۱
مقاومت نیروهای مردمی و انقلابی، به‌ویژه در شهرها، بسیاری از کاستی‌ها را جبران کرد و نقشی بسیار تعیین‌کننده در ناکامی ارتش عراق داشت. به عنوان مثال پس از آنکه تیپ سوم از لشکر۹۲ زرهی اهواز تنها سه روز در مرز در برابر لشکر۹ زرهی ارتش عراق پدافند فعال کرد،۱۲ نیروهای لشکر۹ با عبور از بستان، سوسنگرد و حمیدیه در آستانه ورود به اهواز بودند که بر اثر شبیخون نیروهای مردمی و انقلابی عقب‌نشینی کردند و سرانجام در پشت دیوارهای غربی شهر سوسنگرد زمین‌گیر شدند.۱۳ ارتش عراق تیپ۳۳ نیروی مخصوص را نیز مأمور تصرف خرمشهر کرد ولی به دلیل مقاومت‌های مردمی، سرانجام پس از ۳۴ روز جنگ و گریز و با اختصاص ۲ لشکر، موفق به اشغال خرمشهر شد.۱۴ مقاومت‌های مردمی علاوه بر ایجاد فاصله میان یگان‌های ارتش عراق و ناهماهنگی در پیشروی آنها و ایجاد تأخیر و کندی در حرکت یگان‌های مهاجم، به تأخیر در سقوط خرمشهر و حفظ آبادان انجامید.۱۵
دلایل ناتوانی عراق برای بهره‌برداری از وضعیت سیاسی ـ نظامی ایران و دست‌نیافتن به پیروزی ” قاطع و روشن” علی‌رغم توضیحات و نظریاتی که ناظران و تحلیل‌گران نظامی تاکنون ارائه کرده‌اند، همچنان مبهم است، اما آنچه بیشتر تأکید می‌شود “عدم وجود یک استراتژی نظامی روشن”۱۶ است که آن را مرکز ثقل ناکامی عراق می‌دانند؛ زیرا رفتار نظامی عراق نشان‌دهنده این است که نیروهای عراقی نمی‌دانستند تا چه حد باید پیشروی کنند و اهداف آنها مشخص نبود.۱۷ به همین دلیل عراق با دستور توقف به ارتش در حال پیشروی، دچار یک اشتباه نظامی جبران ناپذیر شد.۱۸ همچنین اطلاعات غلط و نادرست و اشتباه در محاسباتِ اوضاع داخلی ایران،۱۹ بخش دیگری از عوامل ناکامی عراق است که تحلیل‌گران نظامی به آن اشاره کرده‌اند. در واقع آنچه که پس از تهاجم عراق، در داخل ایران روی داد “ظهور جنگ مردمی در شهرها” و “تحکیم موقعیت سیاسی ایران” بود. حال آنکه عراقی‌ها تصور می‌کردند که حمله نظامی سراسری در زمین و هوا، به مثابه یک شوک، به سقوط نظام انقلابی ایران منجر خواهد شد!
یکی از نظامیان سابق ارتش عراق بر این باور است که رهبری عراق از روح انقلابی مردم که شاه را ساقط کرده و آماده بودند تا به دفاع از انقلاب برخیزند، غافل بوده‌است.۲۰ وی معتقد است اگر رهبری عراق وضعیت داخلی ایران را به خوبی بررسی کرده‌بود، حمله خود را به تأخیر می‌انداخت و راه‌های دیگری را در پیش می‌گرفت.۲۱ بنا‌بر این توضیح، در واقع رهبری عراق تنها به مشاهده ظواهر و تکیه بر منابع اطلاعاتی امریکا و غرب و اطلاعات عناصر فراری ضدانقلاب اکتفا کرده است، برای همین “قدرت پنهان ایران”۲۲ را درک نکرده و از همین نقطه ‌آسیب‌پذیر شده است.
تنها یک هفته پس از شروع جنگ، صدام در سخنانی خطاب به ملت عراق اعلام کرد: «عراق به مقاصد ارضی خود نائل شده و مایل است خصومت‌ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد.»۲۳ برخی از تحلیل‌گران ارائه این پیشنهاد را به مثابه شکست عراق ارزیابی کردند.۲۴ دبیر‌کل سازمان ملل در تاریخ ۲۲ سپتامبر۱۹۸۰(۳۱ شهریور ۱۳۵۹)، در شرایطی که به ایران تجاوز شده بود به دولت‌های ایران و عراق پیشنهاد کرد: «دو دولت مساعی جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمت‌آمیز برخورد میان دو کشور به کار بندند.» روز بعد نخستین جلسه شورای امنیت سازمان ملل برگزار شد و اولین موضع‌گیری خود را در قبال جنگ تحمیلی اعلام کرد.۲۵ حاصل این جلسه صدور بیانیه‌ای بود که در آن شورای امنیت به جانبداری از عراق ـ در حالی که این کشور با اقدام به زور از مرزهای ایران عبور کرده بود ـ از طرفین متخاصم می‌خواهد «از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند و پیشنهاد صحیح میانجیگری و مصالحه را بپذیرند.»۲۶ چنان‌که مشخص است شورای امنیت ضمن اجتناب از صدور قطعنامه، تنها بیانیه‌ای صادر کرد که در آن هیچ‌گونه اشاره‌ای به نقض تمامیت ارضی ایران نشده‌است.
جمهوری‌اسلامی با توجه به تردد هیئت‌های میانجیگری و درخواست‌هایی که برای برقراری صلح ارائه می‌شد، شرایط خود را اعلام کرد:
۱ ـ محکومیت متجاوز.
۲ ـ عقب‌نشینی نیروهای اشغالگر به مرزهای بین‌المللی.
۳ ـ پرداخت غرامت.
۴ ـ بازگشت پناهندگان.۲۷
در وضعیتی که ارتش عراق در مناطق اشغالی مستقر بود، کلیه هیئت‌های صلح ابتدا از ایران درخواست می‌کردند آتش‌بس را بپذیرد! حال آنکه ایران “عقب‌نشینی” و “محکومیت متجاوز” را بر هر اقدام دیگری مقدم می‌دانست. آنچه که بعدها امام‌خمینی بیان کردند، مواضع برحق ایران را نمایان ساخت:
«ایران می‌گوید که تا از خانه ما بیرون نروید و تا جرم‌هایی که کرده‌اید معلوم نشود که شما مجرم هستید و تا ضررهایی که به ایران زدید جبران نشود و حکم به جبران نشود، صلح معنی ندارد.»۲۸
رهبری عراق متعاقب “نرسیدن به اهداف نظامی” و “ناکامی در تحمیل صلح به ایران”، پس از هفته اول جنگ، بیشترین تلاش نظامی خود را روی اشغال شهرهای سوسنگرد، خرمشهر و آبادان، متمرکز کرد. لیکن مقاومت نیروهای مردمی و سپاه و عناصر ژاندارمری و ارتش در سوسنگرد و فرمان امام برای شکستن محاصره شهر آبادان، طرح دشمن را عقیم گذاشت. تداوم مقاومت در خرمشهر توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال این شهر با تأخیر، خسارات فراوان برای دشمن به همراه داشت. در این مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر “اشغال آبادان” متمرکز شد. صدام امیدوار بود با این اقدام و تصرف ساحل شمالی رودخانه اروند، به حداقل اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد ۱۹۷۵ دست یابد. امام‌خمینی با درکی که از ماهیت تلاش‌های سیاسی ـ نظامی عراق در مرحله جدید داشتند، فرمان “شکستن حصر آبادان” را در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۹ صادر فرمودند.۲۹ تشدید مقاومت در آبادان و عقب‌راندن نیروهای مهاجم عراق از نخلستان‌های کوی ذوالفقاری آبادان و شکست نیروهای عراقی در عبور از رودخانه بهمنشیر، در واقع استراتژی عراق را در نقطه اصلی آن با شکست مواجه کرد.۳۰
رژیم عراق که با اقدام به “جنگ تحمیلی” نتوانسته بود “صلح تحمیلی” را به ایران تحمیل کند، دو راه‌حل: “عقب‌نشینی” یا “استقرار در مواضع اشغالی” را فرا روی خود داشت. رهبری عراق برای عقب‌نشینی توضیح روشنی نداشت؛ زیرا بدون اینکه از تهاجم به ایران نتیجه‌ای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقب‌نشینی می‌کرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این تصور که قوای نظامی ایران قادر به بیرون راندن متجاوزان نخواهند بود و اوضاع سیاسی داخل ایران نیز شدیداً بی‌ثبات است، مورد توجه قرار گرفت. صدام در توضیح اقدام خود می‌گوید: «اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش خودمان اقتضا نماید که در این سرزمین‌ها باشیم، آن را تحت اشغال خود قرار خواهیم داد.»۳۱ در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق، ضامن امنیت آنها بود؛ به همین دلیل رهبری عراق تصمیم به اشغال مناطق و استقرار در آن گرفت.
عراقی‌ها در مرحله جدید با اطمینان از”تضمین امنیت نیروهای عراقی” در مواضع اشغالی، در انتظار تشدید بحران در داخل ایران و سرانجام مجبورشدن جمهوری‌اسلامی به پذیرش “صلح تحمیلی” بودند. در عین حال عراقی‌ها برای تقویت توان نظامی و کسب حمایت‌های سیاسی، بر تلاش‌های خود افزودند. طارق‌عزیز حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که یکی از اهداف اصلی این ترددهای دیپلماتیک دریافت هواپیماهای میراژ جنگنده بود.۳۲ سفر طارق‌عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام‌گرفت که نتیجه مطلوبی نداشت.۳۳
جمهوری‌اسلامی ایران پس از متوقف کردن قوای دشمن با “مقاومت و دفاع همه‌جانبه و مردمی”، در مرحله جدید لزوماً می‌بایست متجاوزان را از سرزمین‌های اشغالی عقب می‌راند.
تداوم استقرار نیروهای متجاوز در مناطق اشغالی، سرنوشت سیاسی بنی‌صدر (فرمانده کل‌قوا) را تحت تأثیر قرار داده‌بود، بنابراین آزادسازی این مناطق و کسب پیروزی در جنگ می‌توانست موقعیت سیاسی وی را ارتقا و بهبود بخشد. بنی‌صدر می‌پنداشت با اتکا به نیروهای ارتش و استفاده از روش‌های کلاسیک تحت عنوان روش‌های علمی و تخصصی می‌تواند این مهم را تحقق بخشد.۳۴ از سوی دیگر، بنی‌صدر که در پی حذف نیروهای خط‌امام از صحنه سیاسی کشور بود، راه‌حل‌های پیشنهادی نیروهای انقلابی و مردمی را که در مرحله “دفاع و مقاومت” در برابر دشمن، نقش اساسی و تعیین‌کننده داشتند، نادیده می‌گرفت.
در این مرحله با هدف “آزادسازی مناطق اشغالی” چهار عملیات طرح‌ریزی و اجرا شد:
۱ ـ عملیات نیروهای ارتش در ۲۳ مهر ۱۳۵۹ در منطقه غرب رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام‌گرفت ولی تا قبل از ظهر همین روز به دلیل ناکامی، به اتمام رسید و نیروها به مواضع خود عقب‌نشینی کردند.۳۵
۲ ـ در سوم آبان ۱۳۵۹، متعاقب محاصره آبادان، نیروهای ارتش برای شکستن محاصره این شهر عملیاتی اجرا کردند،۳۶ ولی بنا به دلایلی از جمله “نداشتن اطلاعات کافی و حتی اطلاعات کاذب” با ناکامی روبه‌رو شدند. پیدایش این وضعیت، توان اجرای عملیات بعدی را در نیروهای ارتش ضعیف کرد.۳۷
۳ ـ در پانزدهم دی ‌عملیات “نصر” که بعدها به عملیات هویزه مشهور شد، در منطقه غرب رودخانه کارون با هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علی‌رغم موفقیت اولیه، به شکست انجامید. صرف‌نظر از نتیجه نظامی این عملیات، به دلیل شهادت تعداد بسیاری از دانشجویان پیرو خط‌امام که پس از تحویل گروگان‌ها، عازم جبهه‌های نبرد شده‌بودند، این عملیات انعکاس نسبتاً وسیعی در داخل کشور و در صحنه مناقشات سیاسی داشت.
۴ ـ در بیستم دی ‌عملیات “توکل”، با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر۳۸ انجام شد که نتیجه‌ای همانند عملیات‌های پیشین داشت.
نتایج سلسله تلاش‌هایی که در این مرحله انجام‌گرفت در بُعد نظامی سبب گردید تفکر “تهاجم گسترده” به دشمن کنار گذاشته‌شود. چنان‌که در کتاب منتشر شده ارتش جمهوری‌اسلامی ایران آمده است:
«پس از انجام ناموفق عملیات آفندی توکل، از روز ۲۱ دی ‌وضعیت کلی منطقه عملیاتی آبادان ـ ماهشهر به حالت قبل از اجرای حمله بازگشت و الزاماً نیروهای فرماندهی اروند وضعیت پدافندی را پذیرفتند و نیروهای طرفین مجدداً به حالت نبرد توپخانه بازگشتند و مبادله آتش به جریان خود ادامه داد و طرفین به تقویت و تحکیم مواضع پرداختند و مرحله دیگری از عملیات در جبهه ماهشهر ـ آبادان آغاز شد که پدافند در مواضع و اجرای تک‌های محدود و محلی بود. این مرحله از عملیات حدود ۸ ماه ادامه داشت.»۳۹
پیدایش این وضعیت تا اندازه‌ای بدیهی بود زیرا آنچه که با هدف آزادسازی مناطق اشغالی انجام گرفت بر اساس بضاعت و توان فکری و کلیه امکانات نیروهای ارتش به فرماندهی بنی‌صدر بود. لذا پس از مواجه‌شدن با ناکامی جز”اندیشه پدافندی” و اجرای “تک‌های محدود و محلی” راه‌حل دیگری تصور نمی‌شد. با گذشت چهار ماه از تجاوز دشمن، نیروهای اشغالگر نیز همچنان در سرزمین‌های اشغال شده مستقر بودند و از عملیات‌های انجام شده جز اتلاف وقت و نابودی امکانات موجود ـ که جایگزینی آنها عملی نبود ـ نتیجه‌ای حاصل نشد. ضمن آنکه به صورت اساسی”تفکر تکیه بر مانور زرهی”، صرفاً با استفاده از تانک و نفربر، منسوخ شد، به گونه‌ای که پس از آن از تانک تنها برای پشتیبانی نیروی پیاده یا توپخانه استفاده شد.۴۰
بنی‌صدر که با مشاهده پی‌درپی ناکامی‌های نظامی، وضعیت سیاسی خود را در مخاطره می‌دید، با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و چپ‌های امریکایی و سایر عناصر واخورده سیاسی ائتلاف کرد تا آنچه را که در صحنه نظامی نتوانست به دست آورد با “گسترش دامنه مناقشات داخلی” کسب کند.۴۱ غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله جدیدِ منازعات سیاسی بود. عراقی‌ها با مشاهده “بن‌بست نظامی” در جبهه‌ها و”بحران سیاسی” در داخل کشور، بر صحت ارزیابی و تحلیل خود از ناتوانی نظامی و اوضاع داخلی ایران پافشاری می‌کردند طوری که اندیشه عملیات آفندی دوباره در آنها قوت گرفت و در همین جهت ارتش عراق به دنبال اجرای عملیاتی در منطقه آبادان برای اشغال این شهر به صورت کامل بود.
تداوم “بحران سیاسی” در داخل کشور، در حالی که جبهه‌های نبرد در وضعیتی نامطلوب به سر می‌برد و امام‌خمینی مکرراً بر “اصلی بودن جنگ” تأکید می‌فرمودند، سرانجام در خرداد ۱۳۶۰ به درگیری داخلی مسلحانه منجر شد. امام‌خمینی، بنی‌صدر را از فرماندهی کل‌قوا خلع کردند و مجلس شورای‌اسلامی”کفایت سیاسی” وی را به بحث گذاشت و در نتیجه عدم‌کفایت بنی‌صدر به اتفاق آرا ـ در زمانی که نمایندگان نهضت‌آزادی از شرکت در مجلس خودداری کرده بودند ـ به تصویب رسید.
وزیر‌خارجه وقت فرانسه (کلودشسون) طی مصاحبه‌ای رسماً اعلام کرد:
«اگر بنی‌صدر از فرانسه تقاضای پناهندگی سیاسی بکند، چون فرانسه کشور حقوق بشر است!، به وی پناهندگی خواهیم داد و از او حمایت خواهیم کرد.»۴۲
صدام نیز در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد:
«چنانچه بنی‌صدر تمایل داشته‌‌باشد، عراق آماده دادن پناهندگی سیاسی به وی می‌باشد.»۴۳
سرانجام بنی‌صدر به اتفاق رجوی با کمک خلبان پیشین شاه به فرانسه متواری شدند و سازمان مجاهدین(منافقین) موجی از ترور و انفجار را به امیدِ براندازی نظام جمهوری‌اسلامی، در سراسر کشور به راه انداخت. در حادثه هفتم تیر ۱۳۶۰ آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یارانش شامل مسئولان اجرایی کشور و نمایندگان مجلس شورای‌اسلامی به شهادت رسیدند و در هشتم شهریور ۱۳۶۰ آقای رجایی که پس از خلع بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شده‌بود، به همراه حجت‌الاسلام باهنر در حادثه انفجار ساختمان نخست‌وزیری به شهادت رسیدند.
صدام که پیش از این حوادث در دیدار با کمیته حسن‌نیت آمادگی خود را برای برقراری آتش‌بس و مذاکره سیاسی اعلام کرده‌بود،۴۴ پس از مشاهده وضعیت سیاسی ـ نظامی ایران در تیر ۱۳۶۰ در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اعلام‌کرد:
«اگر می‌خواهید نظر ما را بدانید، باید بگویم، ما ترجیح می‌دهیم، در حالی که جنگ ادامه دارد، با ایرانیان به قصد رسیدن به توافق به مذاکره بنشینیم. زمانی که به توافق دست یابیم می‌گوییم جنگ خاتمه یابد!»۴۵
بدین ترتیب سال اول جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ‌گونه پیروزی نظامی در جهت آزاد‌سازی سرزمین‌های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرورفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران دورنمای سیاسی ایران را پس از حذف بنی‌صدر و آغاز ترور و انفجار، براندازی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کردند. یکی از نشریات چاپ امریکا در همین زمینه نوشت:
«دولتمردان متعصب ایران ضعیف‌تر از آن هستند که اشغالگران عراقی را از خاک خود بیرون برانند و بسیاری از کارشناسان خاورمیانه معتقدند که با پایان دادن به جنگ ایران و عراق، رژیم جنگ‌زده آیت‌الله خمینی باید سقوط کند . . . سقوط سران حکومت (امام) خمینی گاهی بسیار نزدیک به نظر می‌آید و رهبر رژیم کنونی با بمب‌گذاری‌های گروه مخالفان بسیار ضعیف شده است.»۴۶
بنابراین مهم‌ترین سؤالی که بعدها فراروی ناظران و تحلیل‌گران امور سیاسی ـ نظامی ایران قرار‌گرفت و همواره در جست‌وجوی یافتن پاسخ مناسب آن بودند، این بود که:
«ایران تحت چنین وضعیتی چگونه توانست ضمن”تثبیت اوضاع سیاسی” روند آزادسازی مناطق اشغالی را آغاز و سرانجام جشن پیروزی را در مسجد جامع خرمشهر برگزار نماید؟»